استعاره مفهومی مزهها در اشعار کودکانه
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی
2 دکترای زبان و ادبیات فارسی، مدرس دانشگاه محقق اردبیلی
doi
10.30465/ls.2021.6182چکیده
استعاره که در دیدگاه کلاسیک، ابزاری شاعرانه برای تزئین کلام به شمار میرفت، با ظهور زبانشناسانی چون لیکاف(1999) اساس تفکر معرفی شد. به این معنا که امور انتزاعی در قالب امور محسوس درک میشوند که به این فرآیند، استعاره مفهومی میگویند. در پژوهش حاضر که به شیوه کتابخانهای و تحلیلی- توصیفی انجام گرفته است، در پی بررسی استعاره های مفهومیای هستیم که با تکیه بر حس چشایی در اشعار کودکانه خلق شدهاند تا به این پرسشها پاسخ دهیم که 1.عمدهترین مبداهای متعلق به حوزه چشایی در اشعار کودکانه کدامند؟ 2.تاثیر بهرهمندی از این مبداها در القای مفاهیم انتزاعی چیست؟ برای انجام پژوهش30 کتاب شعر به عنوان نمونه آماری انتخاب و تمامی ابیات آنها بررسی شد. نتایج به دست آمده از پژوهش 68 مورد استعاره مفهومی است که حوزههای مبدا آنها «شیرین و تلخ» و حوزههای مقصدشان «احساس مطلوب یا نامطلوب ناشی از امور مختلف» است. از آنجا که 1. بیشتر استعارهها با مزه محبوب کودکان مفهومسازی شدهاند؛ 2. همه آنها از نوع هستیشناختیاند که با دیدگاه کودکان نسبت به جهان تطابق دارد؛ 3. با محسوسترین مدرکات، مفهومسازی شدهاند، میتوان گفت شاعران در تطبیق فضای شعری خود با روحیه کودکان موفق بودهاند و شعری مطابق با ذائقه کودکانه سرودهاند.