ریشه‌ها و پیامدهای همسایگی با دولت‌های ورشکسته: افغانستان و شکست دولت- ملت‌سازی و صلح

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، گروه روابط بین‌الملل، اصفهان، ایران

doi
چکیده

همجواری ایران با کشورهایی که اغلب آنان به دلیل منازعات داخلی و یا به واسطه بحرانهای منطقه ای و بین‌المللی دچار ناآرامی، کشمکش و یا جنگ بوده‌اند، باعث گردیده تا آثار و تبعات این دست تحولات، به طور ناخواسته به ‌ایران نیز تسری یابد. یکی از ملموس ترین این تاثیرات اغلب نامطلوب، وقوع بحرانها و منازعات خشونت بار در کشورهای همسایه بوده که با ورود گاه و بیگاه موج پناهندگان گریخته ‌از این دست بحرانها (به ویژه ‌از سوی دو کشور افغانستان و عراق) به درون خاک ایران، نخستین تاثیرات نامطلوب خود را عرصه های مختلف کشور ما نمایان ساخته است. در این میان کشور افغانستان به دلیل چندین دهه جنگ داخلی و نیز کشمکش‌های بین‌المللی، وجود شکاف‌های متعدد قومی و مذهبی، برخورداری از دولتی درمانده و فقدان یک دولت- ملت حقیقی، از کانون‌های همیشه بحران زا در منطقه و جهان به شمار آمده است. با وجود این که گمان می‌رفت پس از سقوط طالبان در سال 2001 توسط ائتلاف بین‌المللی، این کشور به مرور زمان راه صلح و ثبات را پیش گیرد، اما پس از گذشت بیش از یک دهه، هنوز چشم انداز امیدوار کننده ای برای این امر متصور نیست. از همین رو نمی‌توان از عوارض ناخواسته و ناگزیر همسایگی با چنین کشورهایی در امان بود و یا از کنار آن به سادگی گذشت. از آنجا که سرنوشت همسایگان همواره به یکدیگر مربوط بوده و به نوعی به یکدیگر گره خورده است، آینده و سرنوشت کشورها و ملت‌های همسایه آنقدر برای ایران مهم بوده و باید باشد که سرنوشت خود ایران مهم است. با توجه به سابقه و وضعیت دشوار و پیچیده افغانستان در طول دهه‌های گذشته و نگاه به وضعیت چندپاره، ناهمگون و پرآشوب امروز این کشور، به یقین درخواهیم یافت که با وجود تغییرات ظاهری در عرصه سیاسی و حکمرانی، تغییر چندانی در ماهیت ناپایدار و از هم گسیخته ‌این کشور به وجود نیامده ‌است و این امر بدین معناست که تا آینده نامعلومی، ایران از آثار و پیامدهای همسایگی با این کشور متاثر خواهد بود.