ارزیابی میزان جداسازی استافیلوکوکوس اورئوس¬ از شیر گاوهای مبتلا به انواع ورم¬پستان در استان خوزستان و بررسی شیوع ژن mecA و مقاومت به متی¬سیلین در جدایه¬ها
نویسندگان
1 استاد، گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
2 استادیار، گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 دانشجوی دکترای تخصصی باکتریشناسی دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
4 دانشیار، گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.71499/jvcp.2025.1187724چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس ( Staphylococcus aureus ) یکی از شایعترین و مهمترین عوامل ایجادکننده ورمپستان (ماستیت) در گاوهای شیری است که بهطور گستردهای با ورمپستانهای بالینی، تحتبالینی و مزمن همراه میباشد. این پاتوژن با تولید آنزیمها و توکسینهایی که به بافت پستان آسیب جدی و غیرقابلبرگشت میرسانند، منجر به کاهش قابلتوجه تولید شیر، هزینههای درمانی بالا و در نهایت حذف دام از گله میشود. از دیدگاه بهداشت عمومی نیز، این باکتری بهعنوان یک عامل زئونوزیسی (بیماری مشترک انسان و حیوان) مطرح است، چرا که میتواند در انسان نیز عفونتهای پوستی، بافت نرم و حتی مسمومیت غذایی ایجاد کند. در سالهای اخیر، ظهور و گسترش سویههای مقاوم به متیسیلین ( Methicillin-Resistant Staphylococcus aureus; MRSA ) نگرانی جدی در حوزه دامپزشکی و سلامت عمومی ایجاد کرده است. این مقاومت عمدتاً ناشی از حضور ژن mecA در عنصر ژنتیکی متحرک SCCmec است که باعث تولید پروتئین PBP2a و نیمهحساستی به تمام آنتیبیوتیکهای گروه بتا-لاکتام میشود. با توجه به شیوع گسترده ماستیت در ایران و اهمیت استان خوزستان بهعنوان یکی از قطبهای اصلی دامداری کشور، این مطالعه با هدف بررسی فراوانی استافیلوکوکوس اورئوس در نمونههای شیر گاوهای مبتلا به انواع ورمپستان در این استان، تعیین شیوع ژن mecA در جدایههای تأییدشده و ارزیابی الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها انجام شد . مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، 300 نمونه شیر از گاوهای مبتلا به ورمپستان بالینی و تحتبالینی در فارمهای گاو شیری شهرستانهای بهبهان، قلعهتل، اهواز، باغملک و موارد ارجاعی به بیمارستان دانشکده دامپزشکی اهواز طی سالهای 1401 تا 1402 جمعآوری گردید. تشخیص ورمپستان بالینی بر اساس علائم ظاهری شیر و پستان و تشخیص ورمپستان تحتبالینی با استفاده از آزمون کالیفرنیا ( CMT ) انجام شد. نمونهبرداری با رعایت اصول آسپتیک و تحت شرایط استاندارد انجام و نمونهها بهسرعت به آزمایشگاه منتقل شدند. جداسازی اولیه باکتریها با کشت روی محیطهای بلاد آگار، مانیتول سالت آگار و برد پارکر آگار و بررسی خصوصیات فنوتیپی (رنگآمیزی گرم، مورفولوژی کلنی، آزمونهای کاتالاز و اکسیداز) انجام گرفت. جدایههای مشکوک به استافیلوکوکوس اورئوس سپس با استفاده از روش PCR بر اساس حضور ژن اختصاصی nuc (ترمونوکلئاز) تأیید ژنتیکی شدند. سپس، شیوع ژن mecA در جدایههای تأییدشده نیز با PCR و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی بررسی شد. همزمان، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی جدایهها با روش انتشار دیسک در محیط مولر هینتون آگار و با دیسکهای استاندارد پنیسیلین، کلیندامایسین، داکسیسیلین، سفوکسیتین و تریمتوپریم-سولفامتوکسازول ارزیابی گردید . یافتهها: از میان 300 نمونه شیر مورد بررسی، 46 جدایه (33/15%) بر اساس ویژگیهای فنوتیپی بهعنوان استافیلوکوکوس اورئوس اولیهتشخیص داده شدند که از این تعداد، تنها 31 جدایه (33/10%) با PCR و بر اساس حضور ژن nuc بهطور قطعی تأیید شدند. ارزیابی مولکولی نشان داد که تنها 2 جدایه (45/6%) دارای ژن mecA بودند. با این حال، در آزمون فنوتیپی با استفاده از دیسک سفوکسیتین، این دو جدایه بهعنوان حساس طبقهبندی شدند که نشاندهنده عدم همخوانی بین یافتههای ژنوتیپی و فنوتیپی است. بررسی حساسیت آنتیبیوتیکی نیز نشان داد که تمام جدایهها (100%) نسبت به پنیسیلین حساس بودند. در مقابل، 45/6% از جدایهها نسبت به تریمتوپریم-سولفامتوکسازول و داکسیسیلین مقاوم بودند و 22/3% نیز نسبت به کلیندامایسین مقاومیت نشان دادند. هیچیک از جدایهها نسبت به سفوکسیتین مقاومت نداشتند . نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که استافیلوکوکوس اورئوس همچنان یکی از عوامل مهم ورمپستان در گاوهای شیری استان خوزستان محسوب میشود، هرچند شیوع سویههای MRSA در این منطقه بسیار پایین است. عدم همخوانی بین نتایج ژنوتیپی و فنوتیپی در مورد ژن mecA میتواند ناشی از بیان ناکافی ژن در شرایط آزمایشگاهی یا ذخیرهسازی طولانیمدت جدایهها باشد. با این وجود، حضور حتی تعداد اندکی از جدایههای حامل ژن mecA هشداری جدی در مورد امکان گسترش MRSA در جمعیت دامی و انتقال آن به انسان است. همچنین، مقاومت نسبی جدایهها به برخی آنتیبیوتیکهای غیر-بتا-لاکتام، لزوم نظارت دقیق بر مصرف آنتیبیوتیکها و اجرای برنامههای پایش مقاومت آنتیمیکروبیال در گاوداریها را برجسته میسازد. بهطور کلی، نتایج این پژوهش میتواند در طراحی راهبردهای بهداشتی دقیقتر، انتخاب مناسبتر آنتیبیوتیکها و توسعه برنامههای کنترل عفونت در سطح گله مؤثر باشد .