بررسی اثرات تغذیه با مخمر ساکارومایسس سرویزیه(Saccharomyces cerevisiae) غنیشده با فلز روی، بر رشد و کیفیت لاشه ماهی قزلآلاي رنگين¬كمان (Oncorhynchus mykiss)
نویسندگان
1 استادیارگروه دامپزشکی، واحد ماکو، دانشگاه آزاد اسلامی، ماکو، ایران.
doi
10.71499/jvcp.2025.1195012چکیده
زمینه و هدف: در راستای اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد، امنیت غذایی و تأمین تغذیه جهانی اولویتهای اساسی برنامههای توسعه محسوب میشوند. در این چارچوب، ماهی بهعنوان یکی از منابع اصلی پروتئین حیوانی، نقش کلیدی در تأمین سلامت غذایی جمعیت رو به رشد جهان ایفا میکند. ماهی قزلآلای رنگینکمان ( Oncorhynchus mykiss ) یکی از مهمترین گونههای پرورشی در آبزیپروری جهان است که به دلیل نرخ رشد بالا، توانایی تغذیه با خوراکهای مصنوعی و سازگاری با شرایط پرورشی، گستردهترین کاربرد را در صنعت آبزیپروری دارد. با این وجود، چالشهایی از جمله استرسهای محیطی، سرکوب سیستم ایمنی و استفاده بیرویه از آنتیبیوتیکها، کارایی این سیستمها را محدود میکند. در سالهای اخیر، استفاده از مواد افزودنی طبیعی مانند پروبیوتیکها بهویژه مخمر ساکارومیسس سرویزیه ( Saccharomyces cerevisiae )، بهعنوان راهکاری پایدار و سازگار با محیطزیست مورد توجه قرار گرفته است. این مخمر نهتنها بهعنوان یک عامل رشدزای بیولوژیک عمل میکند، بلکه با فعالسازی سیستم ایمنی، بهبود جذب مواد مغذی و تعدیل میکروفلور روده، سلامت کلی ماهی را ارتقا میدهد. همزمان، روی ( Zn ) بهعنوان یک عنصر کمیاب ضروری، در رشد، تکثیر، سیستم ایمنی و متابولیسم ماهیها نقش حیاتی دارد و کمبود آن منجر به کاهش رشد، ضعف ایمنی و آسیبهای ساختاری میشود. با توجه به این مبانی، این مطالعه با هدف ارزیابی تأثیر غذادهی با مخمر S. cerevisiae غنیشده با روی بر شاخصهای رشد، کیفیت لاشه و سطوح بیوشیمیایی روی در ماهی قزلآلای رنگینکمان طراحی شد . مواد و روشها: این مطالعه تجربی در پاییز 1401 در پژوهشکده آرتمیا و آبزیپروری دانشگاه ارومیه انجام گرفت. مخمر S. cerevisiae ( PTCC 5269 ) با استفاده از روش استاندارد Stehlik-Tomas و همکاران (2004) با اکسید روی غنیسازی شد و غنیشدگی با روش لیوفیلیزاسیون و هضم اسیدی تأیید گردید. 720 قطعه ماهی قزلآلای رنگینکمان با میانگین وزن اولیه 5 ± 29 گرم در چهار گروه آزمایشی شامل: گروه شاهد و سه گروه تیمار با غلظتهای CFU/g 10 6 ×1، 10 7 ×1 و 10 8 ×1 از مخمر غنیشده با روی و سه تکرار تقسیم شدند. دوره آزمایش 75 روزه بود که در 60 روز اول، ماهیان با جیرههای حاوی مخمر غنیشده با روی و در 15 روز پایانی تنها با جیره پایه تغذیه شدند. شاخصهای رشد شامل وزن نهایی، نرخ رشد ویژه ( SGR )، درصد افزایش وزن و فاکتور وضعیت ( CF ) محاسبه گردید. همچنین کیفیت لاشه با اندازهگیری درصد پروتئین و چربی عضله و کبد بر اساس روش AOAC ( 2008 ) ارزیابی شد. میزان روی در سرم، عضله و کبد ماهیان در روزهای صفر و 60 با استفاده از دستگاه اسپکترومتری جذب اتمی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS (نسخه 19) و آزمونهای ANOVA یکطرفه و توکی در سطح معنیداری 5% انجام پذیرفت . یافتهها: نتایج نشان داد که ماهیان تغذیهشده با غلظت CFU/g 10 7 ×1 از مخمر غنیشده با روی، بالاترین وزن نهایی (4/8 ± 67/106 گرم) و طول نهایی (28/2 ± 20/45 سانتیمتر) را داشتند که بهطور معنیداری (05/0 p < ) بیشتر از گروه شاهد بود. همچنین، شاخصهای رشد شامل نرخ رشد، نرخ رشد ویژه و فاکتور وضعیت در تمام گروههای تیمار بهطور معنیداری بالاتر از گروه شاهد بودند. از نظر کیفیت لاشه، میزان چربی عضله در گروه شاهد (59/4%) بهطور معنیداری کمتر از سایر گروهها بود، در حالیکه چربی کبد در این گروه (86/1%) بهطور معنیداری بیشتر از سایر گروهها بود. پروتئین عضله در گروه CFU/g 10 7 ×1 نسبتاً بالاتر (87/18%) بود، اگرچه این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود. از سوی دیگر، میزان روی در غذای غنیشده با مخمر رابطه مستقیمی با غلظت مخمر داشت، بهطوریکه بیشترین میزان روی در سرم (0/8 ± 314 میکروگرم/میلیلیتر)، کبد (0/6 ± 33/56 میکروگرم/گرم) و عضله (0/2 ± 56/19 میکروگرم/گرم) در گروه CFU/g 10 8 ×1 مشاهده شد. همچنین، میزان روی در سرم بهطور معنیداری بیشتر از بافتهای کبد و عضله بود . نتیجهگیری یافتههای این مطالعه نشان میدهد که تکمیل جیره ماهی قزلآلای رنگینکمان با مخمر S. cerevisiae غنیشده با روی، نهتنها شاخصهای رشد را بهطور معنیداری بهبود میبخشد، بلکه سبب ارتقای کیفیت لاشه از طریق کاهش چربی کبد (شاخصی از سلامت متابولیک) و افزایش چربی عضله (شاخص ارزش غذایی بالاتر) میگردد. با توجه به اینکه بین گروههای CFU/g 10 7 ×1 و 10 8 ×1 از نظر شاخصهای رشد تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد، استفاده از غلظت CFU/g 10 7 ×1 بهعنوان سطح بهینه و اقتصادی پیشنهاد میشود. این روش نهتنها به کاهش وابستگی به آنتیبیوتیکها کمک میکند، بلکه بهعنوان یک استراتژی پایدار در جهت ارتقای عملکرد پرورشی و کیفیت محصول نهایی در صنعت آبزیپروری مطرح است .