بررسی تغییرات پروفایل لیپیدی سرم خون طی دوره آبستنی و شیرواری در میش¬های نژاد لری- بختیاری

نویسندگان

1 استاد گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران.

2 دانش‌آموخته دکتری حرفه¬ای دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران.

3 استادیار گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران.

4 دانشیار گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران.

doi
10.71499/jvcp.2026.1216313
چکیده

زمینه و هدف: دوره‌های فیزیولوژیک آبستنی و شیرواری از حساس‌ترین مراحل زندگی تولیدمثلی در نشخوارکنندگان کوچک به‌ویژه گوسفندان به شمار می‌روند. در این دوره‌، تغییرات گسترده‌ای در متابولیسم انرژی، چربی و هورمون‌ها رخ می‌دهد که می‌تواند به‌طور مستقیم بر سلامت دام، کارایی تولیدمثلی، رشد جنین و میزان و کیفیت تولید شیر تأثیر بگذارد. مدیریت صحیح تغذیه و پایش وضعیت متابولیکی دام‌ها در این مراحل، نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشگیری از بروز اختلالات متابولیکی نظیر کبد چرب، کتوزیس و کاهش عملکرد تولیدی دارد. یکی از ابزارهای مهم در ارزیابی وضعیت متابولیکی دام، بررسی پروفایل لیپیدی سرم خون است. پروفایل لیپیدی شامل شاخص‌هایی مانند کلسترول، تری‌گلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی بالا ( High Density Lipoprotein; HDL )، لیپوپروتئین با چگالی پایین (Low Density Lipoprotein; LDL) و لیپوپروتئین با چگالی بسیار پایین (Very Low Density Lipoprotein; VLDL) می‌باشد که هر یک اطلاعات ارزشمندی در خصوص تعادل انرژی و متابولیسم چربی در بدن دام ارائه می‌دهند. با وجود اهمیت بالای این شاخص‌ها، مطالعات محدودی در زمینه تغییرات پروفایل لیپیدی در نژادهای بومی گوسفند ایران، از جمله نژاد لری-بختیاری، انجام شده است. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه تغییرات پروفایل لیپیدی سرم خون در میش‌های نژاد لری-بختیاری در مراحل مختلف آبستنی و دوره شیرواری انجام شد تا بتوان از نتایج آن در بهبود برنامه‌های مدیریتی و تغذیه‌ای و ارتقای سلامت دام بهره گرفت . مواد و روش­ها: این پژوهش به‌صورت یک مطالعه تجربی روی ۷۵ رأس میش نژاد لری-بختیاری انجام شد. دام‌ها از نظر سن، وضعیت بدنی و شرایط مدیریتی تقریباً یکسان بوده و همگی در یک واحد پرورشی و تحت شرایط تغذیه‌ای و مدیریتی مشابه نگه­داری می‌شدند. میش‌ها به‌طور تصادفی به پنج گروه مساوی (هر گروه شامل ۱۵ رأس) تقسیم شدند. گروه اول شامل گوسفندان غیرآبستن به‌عنوان گروه کنترل بود. گروه دوم، سوم و چهارم به‌ترتیب شامل میش‌های آبستن در ثلث اول، ثلث دوم و ثلث سوم آبستنی بودند. گروه پنجم نیز شامل میش‌های در دوره شیرواری بود . نمونه‌گیری خون از ورید وداج تمامی گوسفندان در ساعات اولیه صبح و پیش از تغذیه انجام شد تا اثر نوسانات تغذیه‌ای بر نتایج به حداقل برسد. نمونه‌های خون پس از انتقال به آزمایشگاه، سانتریفیوژ شده و سرم آن‌ها جدا گردید. سپس فاکتورهای لیپیدی شامل کلسترول تام، تری‌گلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی بالا ( HDL )، لیپوپروتئین با چگالی پایین ( LDL ) و لیپوپروتئین با چگالی بسیار پایین ( VLDL ) با استفاده از روش‌های آنزیمی استاندارد و به کمک دستگاه اتوآنالایزر اندازه‌گیری شدند. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون‌های آماری مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و سطح معنی‌داری اختلافات مقادیر 05/0> p در نظر گرفته شد . یافته‌ها: مراحل مختلف آبستنی و شیرواری تأثیر معنی‌داری بر شاخص‌های مختلف پروفایل لیپیدی سرم میش‌های نژاد لری-بختیاری داشتند. میزان کلسترول سرم در میش‌های گروه ثلث اول آبستنی و همچنین در گوسفندان دوره شیرواری به‌طور معنی‌داری بیشتر از سایر گروه‌ها بود ( 01/0> p ). افزایش کلسترول در این مراحل می‌تواند نشان‌دهنده افزایش نیازهای متابولیکی، تغییرات هورمونی و افزایش سنتز استروئیدها باشد . مقدار تری‌گلیسرید سرم در گوسفندان گروه ثلث سوم آبستنی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (01/0> p ) که احتمالاً ناشی از افزایش نیاز انرژی جنین در این مرحله حساس از آبستنی است. همچنین، مقدار تری‌گلیسرید سرم در گوسفندان شیروار اختلاف آماری معنی‌داری با گروه ثلث دوم آبستنی نشان داد. سطح سرمی HDL در میش‌های ثلث اول آبستنی بیشترین مقدار را به خود اختصاص داد (01/0> p ) و بین گوسفندان گروه شیروار و گروه غیرآبستن نیز از نظر سطح HDL اختلاف آماری معنی‌داری مشاهده شد. این یافته می‌تواند بیانگر نقش محافظتی HDL در مراحل اولیه آبستنی و همچنین تغییرات متابولیسم چربی در دوره شیرواری باشد . در خصوص LDL نتایج نشان داد که سطح سرمی این شاخص در گوسفندان گروه ثلث سوم آبستنی و گروه شیروار به‌طور معنی‌داری بالاتر بود. مقدار VLDL در سرم گوسفندان گروه ثلث سوم آبستنی افزایش چشمگیری نشان داد که می‌تواند نشان‌دهنده افزایش انتقال تری‌گلیسریدها از کبد به بافت‌ها در این مرحله باشد . نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مراحل مختلف آبستنی و دوره شیرواری تأثیر قابل‌توجهی بر پروفایل لیپیدی سرم میش‌های نژاد لری-بختیاری دارند. تغییرات مشاهده‌شده در شاخص‌های لیپیدی، بازتاب‌دهنده سازگاری‌های متابولیکی دام با نیازهای فیزیولوژیک متفاوت در هر مرحله از تولیدمثل و شیردهی است. این یافته‌ها بر اهمیت پایش منظم شاخص‌های متابولیکی و توجه ویژه به مدیریت تغذیه در دوره‌های حساس آبستنی و شیرواری تأکید می‌کنند. به نظر می‌رسد که استفاده از نتایج این تحقیق می‌تواند در طراحی جیره‌های غذایی متناسب، پیشگیری از اختلالات متابولیکی و در نهایت بهبود سلامت و بهره‌وری گوسفندان بومی نقش مهمی ایفا کند .