مطالعه اثرات محافظتی اوریدونین ¬(Oridonin) بر بیماری پارکینسون القاء¬شده توسط 6-هیدروکسی دوپامین در موش¬های صحرایی نر بالغ
نویسندگان
1 دانش¬آموخته دکترای حرفه¬ای دامپزشکی، واحد علوم پزشکی تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 دانشیار گروه پاتوبیولوژی، واحد علوم پزشکی تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
doi
10.71499/jvcp.2026.1212503چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای عصبی یک نگرانی در حال افزایش در سلامت عمومی هستند. اکتشافات اخیر نشان دادهاند که استرس اکسیداتیو عامل اصلی پیشروی برای شروع این اختلالات است. در نقطهای خاص، تولید مزمن گونههای فعال اکسیژن سیستم پاسخ آنتی اکسیدانی را تحت تأثیر قرار میدهد و منجر به آسیب سلولی (از پراکسیداسیون لیپیدی تا آسیب ژنتیکی) میشود، همانطور که معمولاً در اختلالات نورودژنراتیو از جمله بیماری پارکینسون، بیماری آلزایمر و اسکلروز جانبی آمیوتروفیک و بیماری هانتینگتون مشاهده میشود. بیماری پارکینسون یک اختلال نورودژنراتیو با ویژگیهای از دست دادن نورونهای دوپامینرژیک جسم سیاه و تجمع آلفا-سینوکلئین است. اخیراً ترکیبات طبیعی مانند فلاونوئیدها به دلیل خواص آنتیاکسیدانی و نوروپروتکتیو مورد توجه قرار گرفتهاند. اوریدونین ( Oridonin ) که در Rabdosia rubescens یافت میشود، قابلیتهای بیولوژیکی مختلفی مانند فعالیتهای ضد التهابی، ضد توموری و ضد اکسیداتیو را نشان میدهد. اوریدونین با کنترل فعالیتهای میکروگلیا از انتشار واسطههای پیش التهابی جلوگیری کرده است. اوریدونین فعال شدن NF-kB را در سلولهای HepG2 القاءشده با TNF-α مهار کرده است. علاوه بر این، اختلالات شناختی و واکنشهای التهابی را در موشهای مبتلا به آلزایمر فعالشده با Aβ1-42 کاهش داده است. مطالعه حاضر به بررسی اثرات محافظتی اوریدونین بر مدل پارکینسون القاءشده توسط 6-هیدروکسی دوپامین (۶- OHDA ) در موشهای صحرایی پرداخت. مواد و روشها: این مطالعه از نوع تجربی مداخلهگر آزمایشگاهی میباشد. تعداد 40 سر موش صحرايي بالغ نر نژاد ويستار با وزن تقريبي 200 20 گرم به طور تصادفی به 4 گروه مساوي شامل گروههای شمکار، پارکینسونی، کنترل مثبت و تیمار با اوریدونین تقسیم شدند. شرایط تغذیه و نگهداری برای تمام گروهها یکسان بود. پس از یک هفته عادت به شرایط جدید، آزمایش شروع شد. ابتدا حیوانات توسط تزریق داخل صفاقی کتامین و زایلازین بیهوش شده و سر آها در داخل دستگاه استریوتاکسی بهصورت قرینه تثبیت شد. بر اساس مختصات بهدستآمده از اطلس پاکسینوس تزریق انجام گرفت. توکسین 6-OHDA به میزان کلی 5/12 میکروگرم در 5 میکرولیتر محلول حاوی اسید آسکوربیک 2/0 درصد در جسم سیاه نیمکره چپ تزریق شد. 5 دقیقه پس از انجام تزریق، سرسوزن از محل خارج شد. تزریق توکسین بهصورت آهسته و با سرعت یک میکرولیتر در دقیقه بود. در گروه شمکار نیز به همان میزان نرمال سالین به همراه اسید آسکوربیک تزریق شد. جهت تأیید ایجاد مدل، 21 روز پس از تزریق توکسین 6-OHDA و سپس جهت ارزیابی درمان در روز آخر تیمار آزمونهای میله و چرخش با آپومرفین بر روی موشها انجام شد. گروه تیمار اوریدونین (۱۰ میلیگرم/کیلوگرم) و گروه کنترل مثبت لوودوپا (۱۲ میلیگرم/کیلوگرم) را به مدت ۱۴ روز دریافت کردند. ارزیابیها شامل آزمونهای رفتاری (چرخش و میله)، تغییرات هیستوپاتولوژیكي، سنجش استرس اکسیداتیو از طریق اندازهگیری مقدار مالون دیآلدئید ( Malondialdehyde; MDA )، سطح فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز ( Glutation Peroxidase; GPX )، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی سرم ( Total Antioxidant Capacity; TAC ) و همچنین سطح آلفا-سینوکلئین بود. براي بررسي اختلافات بین گروههای مورد مطالعه از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه ( ANOVA ) و آزمون تکمیلی توکي ( Tukey ) استفاده به عمل آمد. مقادیر 05/0 p < معنیدار تلقی شدند. یافتهها: در موشهایی که تحت تزریق توکسین 6-OHDA قرار گرفته بودند، تیمار با اوریدونین بهطور معنیداری عملکرد حرکتی را بهبود بخشید (01/0 p < ). اوریدونین در این موشها سطح MDA را در مقایسه با گروه آسیبدیده با توکسین 6-OHDA بهطور معنیداری کاهش داده و (01/0 p < ) و فعالیت آنزیم GPx و میزان TAC را بهطور چشمگیری افزایش داد (01/0 p < ). همچنین، در گروه تیمار با اوریدونین، تجمع آلفا-سینوکلئین در مقایسه با موشهای پارکینسونی بهطور معنیداری کاهش یافت (01/0 p < ). تیمار با اوریدونین حفاظت قابلتوجهی از نورونهای دوپامینژیک را در مقابل توکسین 6-OHDA نشان داد و باعث افزایش معنیداری در تعداد نورونهای سالم در این گروه نسبت به گروه پارکینسونی شد (01/0 p< ). نتیجهگیری: مطالعه حاضر برای نخستین بار بهصورت جامع اثبات کرد که اوریدونین دارای اثرات محافظتی چندگانه علیه پارکینسون القاشده با 6-هیدروکسی دوپامین است. عملکرد اوریدونین با مکانیسمهای متفاوت و بدون تحریک مستقیم گیرندههای دوپامین از بسیاری جهات مشابه لوودوپا بود. در این پژوهش تلفیق ارزیابیهای رفتاری، بیوشیمیایی، بافتشناسی و مولکولی، قدرت نتیجهگیری را افزایش داده است. پیشنهاد میشود مطالعات آینده با استفاده از دوزهای متغیر اوریدونین برای یافتن دوز مؤثر بهینه انجام شود. بررسی مکانیسمهای مولکولی دقیقتر مانند مسیرهای Nrf2/ARE،SIRT1 ، PI3K/Akt و mTOR و همچنین ارزیابی در مدلهای ژنتیکی پارکینسون مانند مدلهای مبتنی بر جهشهای LRRK2 یا PINK1 نیز توصیه میشود.