ارزیابی مدل بهزیستی روانشناختی بر اساس خود تنظیمی هیجانی، ذهن‌آگاهی و خودانسجامی با نقش میانجیگری سرمایه‌های روان‌شناختی

نویسندگان
doi
10.71854/soc.2024-1126730
چکیده

تحقیق حاضر با هدف ارزیابی مدل بهزیستی روانشناختی بر اساس خود تنظیمی هیجانی، ذهن‌آگاهی و خودانسجامی با نقش میانجیگری سرمایه‌های روان‌شناختی طراحی و اجرا گردید. پژوهش حاضر یک تحقیق توصیفی زمینه یابی (پیمایشی) به صورت مقطعی می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و نحوه ی گردآوری اطلاعات مورد نیاز برای بررسی فرضیه‌ها از طریق پرسشنامه و به شکل میدانی جمع ‌ آوری می‌شود. به دلیل بررسي رابطه بين متغيرها این نوع تحقیق از نوع همبستگي است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان سرپرست شهر شیراز است که، با توجه به حجم نمونه کوکران در شرایط نامشخص تعداد 384 نفر در نظر گرفته‌شدکه، به روش تصادفی ساده بین نمونه آماری پخش گردید . به منظور تجزیه و تحلیل داده ‌ های تحقیق حاضر از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهایی SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که سرمایه‌های روان‌شناختی قادر به ایفای نقش واسطه‌ای در رابطه بین خود انسجامی و خودتنظیمی هیجانی و ذهن ‌ آگاهی با بهزیستی روان‌شناختی است. سطح معناداري متغیرهای خود انسجامی، خود تنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بسيار نزديك به صفر و کمتر از مقدار سطح معناداري 05/0= α است ( p<0.05 ). در نتيجه از نظر آماری بين این متغیرها و بهزیستی روان‌شناختی زنان سرپرست خانوار رابطه معناداری وجود دارد. به لحاظ اثبات رابطه مثبت بین آن‌ها می‌توان گفت با افزایش یک واحد میزان خود انسجامی، خود تنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی، میزان بهزیستی روان‌شناختی به صورت مستقیم به ترتیب به اندازه 5/12 درصد، 9/21 درصد و 5/32 درصد افزایش خواهند یافت. همچنین با افزایش یک واحد میزان خود انسجامی، خود تنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی، با توجه به نقش واسطه‌ای سرمایه‌های روان‌شناختی به صورت غیر مستقیم میزان بهزیستی روان‌شناختی به صورت غیرمستقیم به ترتیب به اندازه 3/4 درصد، 8/4 درصد و 7/7 درصد افزایش خواهند یافت.