بررسی عوامل اجتماعی موثر بر تضادهای کارگری در دوره پهلوی اول
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.71854/soc.2024-1126826چکیده
روابط صنعتی و تضادهای کارگری، از پدیدههای مهم اداره اجتماعات دوره معاصر است که باید موردتوجه عمیق برنامهریزان و مسئولان اداره امور هر جامعه قرار گیرد. ازآنجایی که کارگران، ازمهمترین کنشگران بخش صنعت اقتصاد هستند، توجهبه روابط آنها با سایر کنشگران صنعتی، می تواند نقش بسزایی در درک تغییرات کلان جامعه داشته باشد. با توجه به اینکه در دوره رضاشاه، بهتدریج نظام روابط صنعتی در حال شکلگیری بود، این تحقیق تلاش داشت با شناسایی عوامل مؤثر بر تضادهای کارگری در این دوره، از نواقص پژوهشی موجود بکاهد و به محققین و سیاستگذاران این حوزه، یاری رساند. روش مورد استفاده در این تحقیق، مطالعه تاریخی میباشد. روند کار بدین صورت بود که از بین 120 منبع مشخص شده، 27 منبع دستاول، علمی و با مستندات دقیق انتخاب شدند. ابتدا توصیفی دقیق از بازه زمانی مورد بررسی ارائه شد و سپس وقایع مهم مرتبط تاریخی در رابطه با روابطصنعتی و تضادهای کارگری بهصورت زنجیرههای تاریخی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت با توجه به مبانی نظری تحقیق، تلاش شد تا مدلی برای این دوره ارائه گردد. همچنین، از روش اسنادی برای جمعآوری اطلاعات و دادهها استفاده شد. یافتههای تحقیق حاکی از آن بود که در این دوره، بهتدریج تعداد کارگران صنعتی در حال افزایش است، دستمزد کارگران صنعتی اندک است، کارگران وضعیت رفاهی مناسبی ندارند و اتحادیههای کارگری و حرکتهای کارگری بهشدت سرکوب میشوند. نتایج تحقیق نشاندهنده آن بود که اختلالات هنجاری، رابطهای، نمادی و توزیعی بر روابطصنعتی این دوره اثرگذار بودهاست و علیرغم دستیابی به برخی توافقات و پیمانهای جمعی، بیشتر فرآیندهای حل تضاد با شکست مواجه شدهاست.