مادری وبازتعریف هویت

نویسندگان

1 دبیر جامعه شناسی شهر تهران

doi
10.71854/soc.2024-1128416
چکیده

دراین پژوهش در پی آن هستیم که دریابیم مادر بودن چگونه بر باز تعریف هویت زنان فاقد همسر تاثیر می­گذارد. با افزایش تعداد زنان فاقد همسر در دهه اخیر با گروهی از زنان در جامعه مواجه هستیم که مادران فاقد همسر یا مادران مجرد هستند. در این پژوهش با بهره­گیری از تجربیات زیسته زنان فاقد همسر به روند بازتعریف هویت زنانه و نقش مادری در بین زنان فاقد همسر ساکن در دو محله افسریه و عباس­آباد، پرداخته­ایم. روش این پژوهش کیفی است و با استفاده از رهیافت نظریه داده­بنیاد انجام شده­است. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساخت­مند ومشاهده است. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که زنان پس از قرارگرفتن در موقعیت زن فاقد همسر و گذراندن دوران سوگواری و اندوه ناشی از فقدان همسر، در موقعیت زن فاقد همسر قرار می­گیرند. مقولات شناسایی شده در باره زنان فاقد همسر در سه گروه بیوه­های شاد، بیوه­های غمگین و بیوه­های سرگردان قابل دسته بندی است. البته بیوه­های شاد خود به زیرمقوله­های زنان حمایت­طلب، زنان مستقل و زنان مقاوم قابل دسته­بندی است. زنان فاقد همسر با قرار گرفتن در موقعیت جدید به بازتعریف هویت مادرانه خود می­پردازند. در خلال فرآیند بازتعریف هویت، زنان فاقد همسر در پنج پارادایم زن فناشده، زن حمایت­طلب، زن سرگردان، زن مقاوم و زن مستقل قرار می­گیرند. تعمق و تدقیق در روند بازتعریف زنان فاقد همسر حاکی از این است که هویت مادرانه امری صرفا فردی و وابسته به جسم زنان نیست بلکه نوعی برساخت اجتماعی است و تحت تاثیر موقعیتی که فرد در آن زندگی می­کند، بازتعریف می­شود..