تحليل جامعه شناختي گفتمان نواندیشي دیني در ایران: مطالعه موردی؛ علی شریعتی، آیت الله طالقاتی و مهندس بازرگان
نویسندگان
1
2 استاد دانشگاه آزاد
3 دانشیار گروه جامعهشناسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.71854/soc.2025-1207240چکیده
نتایج تحلیل جامعهشناختی گفتمان نواندیشی دینی نشان داد این دوره، با تعدد و تکثر جریانهای فکری و خردهگفتمانهای معارض با نظم مستقر که مبتنی بر گفتمان توسعهای آمرانه و گذشتهگرا بود، شناخته میشود. آنها نه فقط با هژمونی گفتمان باستانگرای مستقر که در پی دینزدایی از عرصه حیات اجتماعی بود، بلکه با طیفی از اندیشههای مارکسیست، ناسیونالیست و لیبرال مواجه بودند. این گفتمانهای رقیب، در میان طبقات متوسط شهری و تحصیلکردگان و حتی جامعه کارگر صنعتی که محصول توسعه فزاینده در نتیجهی درآمدهای سرشار نفتی بود؛ از اقبال برخوردار بودند. در چنین شرایطی وجه غالب نواندیشی آنان؛ نواندیشی راهبرداندیشانه است و اگر چه میتوان نمونههایی از بازاندیشی در معرفت دینی همچون مقوله اجتهاد و شورا را در اندیشه علی شریعتی و آیت الله طالقانی بازشناخت، با این حال مصادیق فراخوانی شخصیتها و مفاهیم دینی به منظور غیریتسازی و اسطوره سازی از گفتمانی، که اسلام زنده و پویا و مبارز را در مرکزیت صورتبندی گفتمانی خود قرار داده بود؛ در آثار آنها برجستهتر است. در شرایط رقابت گفتمانی و تعدد جریانهای فکری، نواندیشان دینی در این دوره از کوشش معرفتاندیشانه در دین به سمت راهبرداندیشی برای رقابت بر سر استقرار نظام دانایی دین و معرفت دینی میل کردهاند و ضمن غیریتسازی از نظام مستقر و رقابت بر سر دالهای تهی همچون عدالت و آزادی با خردهگفتمانهای قدرتمند مارکسیستی و لیبرالیستی و تلاش برای تثبیت آنها در نظم گفتمانی خود، به غیریتسازی از قرائت سنتی از اسلام پرداختهاند.