سنجش طبقه متوسط جدید ایران در سه بعد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی
نویسندگان
doi
10.71854/soc.2025-15232چکیده
هدف این مقاله سنجش طبقه متوسط جدید در ایران در سه بعد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، بهمنظور رسیدن به تعریف موثق از طبقه متوسط جدید در ایران است. طبقه متوسط در بُعد اجتماعی با شاخص تحصیلات، مدرکگرایی و کسب آگاهیهای سیاسی و اجتماعی، در بعد سیاسی با شاخصهای گرایش به حکومت قانون، حمایت از آزادی بیان و عقیده، گرایش به مشارکت سیاسی، عدالت، برابری فرصت های شغلی و حقوق شهروندی و در بُعد اقتصادی توافق با وام گرفتن از خارج سنجیده شد. جامعه آماری ۱۸۳۱۶ دانشجو، تعدادی کارکنان و تعداد هشت نفر ازاستادان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی ۱۳۹۶ بود که از میان آنها ۳۶۲ نفر بهمثابه جامعه آماری انتخاب شدند. برای تعیین پایایی همسانی درونی گروهی گویهها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. بهمنظور تعیین حداکثر برازش فرضیهها با دادههای تجربی جمعآوریشده از نرمافزار ایموس و برای تعیین برازندگی گویهها در سه بعد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. تحلیل عاملی تأییدی همه گویهها بهخوبی توانستند پیشگویی معناداری برای عاملهای خود باشند، بهطوریکه تمامی گویهها موجب تأیید ساختار نظری طبقه متوسط جدید گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که طبقه متوسط جدید گروهی اجتماعی است که به تحصیل، حکومت قانون، آزادی بیان و عقیده، مشارکت سیاسی و پیشرفت صنعتی گرایش دارد.