نقش عوامل جذبکننده و یا دفعکننده دولت در مشارکت ¬اجتماعی برای حفظ محیط-زیست
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
2 استاد دانشگاه آزاد
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
4 عضو گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار
doi
10.71854/soc.2025-1187864چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیطزیست است. محیطزیست بهعنوان یک مسئله اجتماعی، از مهمترین پدیدههای طبیعی است که بحران در آن حیات انسان و حتی غیر انسان را با مشکل مواجه میکند. کمتر پدیده اجتماعی به گستردگی این پدیده وجود دارد که دارای ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و .... باشد. روش این پژوهش کیفی و با رویکرد گرندد تئوری است. در این مطالعه، مصاحبههایی با 24 نفر از صاحبنظران محیطزیستی به عمل آمده است. نحوه انتخاب مشارکتکنندگان هدفمند و تعیین تعداد آنها با رسیدن به اشباع دادهها تعیین شده است. یافتههای پژوهش بعد از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و استخراج 795 کد بازشد. "اضمحلال کارکردی"، بهعنوان پدیده محوری، اشاره به شرایط کنونی نقش جاذبه یا دافعه دولت در مشارکت اجتماعی برای حفظ محیط زیست دارد که در آن، اقداماتی که صورت می گیرد، بدون برنامه ریزی دقیق و کارشناسی و مستمر بوده و این اقدامات نیز، خود دارای پیامدهای منفی برای محیط زیست و کاهش مشارکت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در زمینه زیست محیطی از جانب شهروندان است. نتایج این پژوهش نشان میدهد، نقش دولت در آسیب زدن به محیطزیست بیش از نقش شهروندان بوده و دخالت دولت چه از طریق اعطای امتیاز بهرهبرداری و برداشت از منابع طبیعی به شرکتهای خصوصی یا صاحبان رانت و چه در زمینه مدیریت و نظارت بر محیطزیست، موجب ناخرسندی جامعه و از بین رفتن سرمایه اجتماعی در خصوص نگهداری و حفظ محیطزیست و احساس تعلق به منابع و ثروتهای ملی کشور شده است.