تبیین جامعه¬شناختی وفاق اجتماعی در بین دانش¬آموزان با تأکید بر رویکردهای سیاستی
نویسندگان
1 دکتری تخصصی، دبیر جامعه شناسی، آموزش و پرورش، خلخال، ایران.
2 دبیر عربی، آموزش و پرورش، خلخال، ایران.
doi
10.71854/soc-2026.1219927چکیده
پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعهشناختی سطح وفاق اجتماعی در میان دانشآموزان دوره متوسطه دوم منطقه خلخال و ارائه رویکردهای سیاستی برای ارتقای آن انجام شده است. در این مطالعه، از چارچوبهای نظری سرمایه اجتماعی بوردیو، پاتنام و کلمن، نظریه وفاق اجتماعی پارک و چلبی و همچنین نظریه تضاد اجتماعی بلاو بهره گرفته شده است. روش تحقیق از نوع کمی و مبتنی بر پیمایش بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان متوسطه دوم منطقه خلخال است. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 356 نفر تعیین گردید و نمونهها به شیوه طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که میزان وفاق اجتماعی در میان دانشآموزان بالاتر از سطح متوسط قرار دارد. همچنین، رابطهای معنادار و مثبت بین وفاق اجتماعی با متغیرهای شیوه جامعهپذیری، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی مشاهده شد، در حالیکه متغیر احساس محرومیت نسبی رابطهای معکوس و معنادار با وفاق اجتماعی داشت. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که احساس محرومیت نسبی بیشترین قدرت تبیینکنندگی را در پیشبینی میزان وفاق اجتماعی دارد. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که کاهش احساس محرومیت نسبی، تقویت اعتماد و مشارکت اجتماعی و نیز بهبود شیوههای جامعهپذیری میتواند در ارتقای وفاق اجتماعی دانشآموزان نقشی مؤثر ایفا نماید .