نظریه فمینیسم و اثرگذاری آن بر اقدامات ملل متحد در حمایت از حقوق زنان
نویسندگان
doi
چکیده
سازمان ملل متحد به عنوان مهمترین نهاد بینالمللی، نقش بسیار مهمی در ارتقاء وضعیت زنان در جهان ایفا و از همان آغازِ تأسیس، حقوق زنان را در دستورکار خود قرار داده و در این مسیر از طریق تصویب قطعنامهها، اعلامیهها، میثاقها، ..گامهای موثری برداشته است. نظریه فمینیسم، بهویژه فمینیسم لیبرال که در چارچوب نظریههای انتقادی روابط بینالملل مورد بررسی قرار میگیرد و از دغدغههای اصلی قائلان به این مکتب میباشد، در غایت اهداف خود، پایان دادن به نابرابریهای جنسیتی را مطمحنظر قرار داده و به سهم خود توانسته در اقداماتی که سازمان ملل در حمایت از حقوق زنان انجام میدهد، ورود و تاثیر خود را بر آن اقدامات بر جای گذارد. بر این اساس، مقالۀ حاضر بر آن است تا ارتباط نظریه فمینیسم و تاثیرگذاری آن بر اقدامات سازمان ملل و به طور کلی نقشی که این رویکرد انتقادی در ارتقاء وضعیت زنان و حمایت از حقوق زنان داشته را مورد ارزیابی و واکاوی قرار میدهد. در این راستا، به نظر میرسد که این رویکردِ انتقادی از همان ابتدای تأسیس ملل متحد با تمرکز بر ارکان و مبانیِ حقوق زنان و همچنین درکِ نیاز عملی به ترکیب مفاهیم کاربردی به منظور توجیه و رسیدن به اهداف مورد نظر که همانا حمایت از حقوق زنان است؛ با در نظر گفتنِ قطعنامه 1325 شورای امنیت به شکلی روشن اثر گذار بوده و در این مسیر گام بر میدارد.