نقش دیپلماسی مسیر 2 در کاهش منازعات بین المللی (مطالعه موردی : جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، واحد تهران جنوب، ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30495/psq.2021.1920752.1980چکیده
تعدد و تنوع چالشها ، بحرانها و مناقشات میان بازیگران دولتی و غیردولتی باعث شده است تا شکلهای گوناگونی از دیپلماسی به فراخور ماهیت روابط طرفین مناقشات بروز و ظهور کند. بهعلت دشواریهای کارکردی دیپلماسی مسیر رسمی موسوم به مسیر 1، خصوصاً برای طرفین مناقشه که فاقد روابط رسمی هستند، کاربرد دیپلماسی یا تکنیک مسیر 2 یک انتخاب آگاهانه و هوشمند است. این تکنیک در انجام ماموریتهای خود در مواجهه با چالشها و محدودیتهای پیشبینی نشده، نیازمند حمایت و تایید اطراف مناقشه است. تحقیق حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال اصلی است که میان کاربرد این دیپلماسی (یا تکنیک) با کاهش منازعات چگونه ارتباط و همبستگی وجود دارد. انتخاب این موضوع از آن جهت مهم است که در تحقیقات انجام شده تاکنون بهندرت به پدیده نقش دیپلماسی مسیر 2 در منازعات ایران و امریکا پرداخته شده است. تحقیق حاضر بهدنبال تبیین این فرضیه است که دیپلماسی مسیر 2 متناسب با ظرفیت خود در کاهش منازعات نقش دارد و در مقاطعی نظیر نیل به توافق هسته ای (برجام) توانسته به-شکل محدود و موردی موفق عمل کند و فضای جدیدی در مناسبات طرفین مناقشه ایجاد کند.