ظهور نظمهای چندگانه: تجدیدنظرطلبی روسیه و چین در ساختار قدرت جهانی
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل دانشگاه گیلان
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان
doi
چکیده
نظم جهانی مبتنی بر قوانین لیبرالی بیش از یک دهه است که در حال دگرگونی است و نظمهای بینالمللی جدیدی در حال ظهور هستند. در این زمینه، مسکو با توجه به منابع درون و بیرون نظام بر کنترل روابط منطقه¬ای در اوراسیا متمرکز است و چین نیز با ابتکار کمربند- جاده درصدد نفوذ جهانی از منظر قدرت اقتصادی می¬باشد اما ژئوپلیتیک هر دو طرف را به استراتژی تجدیدنظرطلبانه سوق داده است. بر این اساس پژوهش حاضر به تشریح ویژگیها و مفاهیم اصلی یک جهان تجدیدنظرطلب و نظمهای چهارگانهای موجود در آن و به صورت ویژه دیدگاه مسکو و پکن در قبال نظم جهانی اختصاص دارد. پاسخ گویی به این پرسش است که با توجه به تغییر و تحولات رخ داده در سیاست بین¬الملل، سیاست تجدیدنظرطلبانه روسیه و چین در قبال هژمون جهانی مبتنی بر چه ویژگی¬هایی می¬باشد؟ پاسخی که به پرسش فوق می¬توان داد بدین گونه است که سیاست تجدیدنظرطلبی روسیه و چین در قبال هژمون جهانی بر دو ویژگی متضاد مبتنی می-باشد: روسیه با انتخاب گزینه نظامی در سطح منطقهای برای بازیابی سرزمینهای از دست رفته، موازنهسازی نفوذ آمریکا و اروپا در فضای پس از شوروی، شکل ملی¬گرایی تجدیدنظرطلبی را در پیش گرفته است و موقعیت بین¬المللی خود را بهبود می¬بخشد اما چین یک تجدید نظرخواه اصلاح طلب است که مبتنی بر استراتژی جهانی با ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک تلاش می¬کند تا قدرت خود را در مقیاس جهانی افزایش دهد که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی این موارد مورد تبیین قرار خواهند گرفت.