مفهوم شراخلاقی و حقوق بشر در اندیشه سیاسی هانا آرنت

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد تهران مرکز

2 دپارتمان علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران

3

4 گروه روابط بین الملل، دانشگاه خوارزمی

doi
چکیده

در یکی دو دهه اخیر نه تنها در جهان بلکه در میدان علمی ایران، توجه ویژه ای به آراء و اندیشه های سیاسی آرنت شده است و کتاب¬ها و مقالات زیادی درباب او تولید و منتشر شده است. با این همه، دو مفهوم شراخلاقی و حقوق بشر خیلی کمتر از آنچه شایسته و بایسته است مورد توجه بوده اند. در این مقاله کوشش شده است تا نخست مفهوم شراخلاقی در کانون توجه قرار گیرد و مفهوم حقوق بشر که به شکل مستقیم از سوی خود آرنت چندان مورد کاوش قرار نگرفته بود، هم به در راستای مفاهیم و ترمینولوژی وی بازسازی و ارائه گردد. علاوه بر این در این مقاله، تلاش کرده ایم تا بر مبنای مدل مطالعه اندیشه سیاسی توماس اسپریگنز جایگاه این دو مفهوم در ساختار اندیشه سیاسی آرنت شناسایی شود. سوال اصلی این پژوهش این است که نسبت میان شر اخلاقی و حقوق بشر بر مبنای مدل تحلیلی توماس اسپریگنز چیست؟ فرضیه اصلی هم عبارت است از این که بر مبنای مدل تحلیلی اسپریگنز، شر اخلاقی مرحله دوم یعنی تشخیص درد و حقوق بشر مرحله چهارم یعنی راه درمان است. به این معنا فقط وقتی شراخلاقی زوده می شود که حقوق بشر تحقق یابد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیلی بر مبنای مدل تحلیل اندیشه سیاسی اسپریگنز است.