جلوههای نمادگرایی در شعر نیما یوشیج دو تأویل از یک شعر: «هست شب»
نویسندگان
1 پژوهشکده زبانشناسی/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعاتفرهنگی
doi
10.30465/ls.2020.4986چکیده
استفاده از نمادها در شعر فارسی، قدمتی دیرینه دارد. شعرهای نمادین (سمبولیک) در پس معنای ظاهریشان، معنا یا معناهایی پنهان دارند، که برای دستیابی به آنها همواره تلاشهایی صورت گرفته است و میگیرد. نیما یوشیج یکی از شاعران برجسته معاصر است که تحت تأثیر شاعران سمبولیست فرانسه، نماد و نمادگرایی در شعرهایش از جایگاهی ویژه برخوردار است. به خاطر فضای اجتماعی-سیاسی بستهی حاکم بر عصر نیما، به ویژه از 1316 به بعد، وی با توسل به نمادها کوشیده است تا معانی و پیامهایی را به خواص منتقل کند، که عوام از درک آن عاجزند. شعر «هست شب» یکی از شعرهای نمادینِ آخرین سالهای عمر نیماست که به لحاظ ساختمندی و استفاده از نمادهای «شب»، «ابر» «باد» و «هوا»، که از نمادهای طبیعی جا افتاده و شناختهشده در شعرهای نیما هستند، فضاهایی نمادین را در خود نهفته دارد. یافتههای هرمنوتیک جدید میتواند تأویلگران را در کشف این معانی یاری دهد. نگارنده در این مقاله، بر اساس روشهای هرمنوتیک جدید، دو تأویل ممکن از شعر «هست شب» نیما یوشیج ارائه داده است.