تدوینسیاستهای نظم بخشی در تعاملات اجتماعی
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران.
2 کارشناسیارشد رشته علوم تربیتی گرایش تحقیقات آموزشی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران.
3 گروه علوم تربیتی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران.
doi
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی سیاستهای نظم بخشی به تعاملات اجتماعی از منظر مدیران آموزشی انجام شد. ضرورت این مطالعه از آن رو است که تعاملات اجتماعی، بنیان فرهنگ سازمانی مدارس را شکل میدهد و سیاستهای مؤثر بر آن، بستر تحقق نظم پایدار را فراهم میسازد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر گردآوری دادهها، آمیخته (کیفی ـ کمّی) و بر اساس روششناسی کیو (Q) اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهرستان پلدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۲ـ۱۴۰۱ بود که از میان آنان ۲۰ نفر به روش هدفمند انتخاب و بر اساس اشباع نظری انتخاب شدند. به منظور شکلگیری فضای گفتمان اولیه، از ترکیب سه شیوه استفاده شد: مطالعه نظاممند منابع، مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان آموزشی و تحلیل محتوای دادهها. پس از کدگذاری و حذف موارد تکراری، ۳۶ گزاره نهایی استخراج شد و به عنوان نمونه Q در اختیار مشارکتکنندگان قرار گرفت. آنان با مرتبسازی اجباری گزارهها در طیفی از «موافقت کامل» تا «مخالفت کامل» ذهنیت خود را آشکار ساختند. دادهها با تحلیل عاملی اکتشافی وبا استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. یافتهها حاکی از شناسایی پنج الگوی ذهنی متمایز بود که در مجموع ۷۱ درصد واریانس کل را تبیین کردند: باورهای دینی و مذهبی (۴۱٪)، قانونمداری مدیران (۹٪)، آموزشهای نظری و عملی نظم (۸٪)، سیاستهای تشویقی (۷٪) و روشهای تنبیه و مجازات (۶٪). نتایج نشان داد مؤثرترین سیاست، تأکید بر مبانی درونی و اخلاقی بهویژه باورهای دینی است، در حالی که سیاستهای مبتنی بر اجبار و تنبیه کماثرترند. بر اساس این یافتهها، توصیه میشود سیاستگذاران و مدیران آموزشی با تمرکز بر آموزشهای نظری ـ عملی، تقویت باورهای دینی و الگوسازی رفتاری، زمینه تحقق نظم اجتماعی پایدار را در مدارس فراهم آورند و از این طریق، کیفیت تعاملات اجتماعی و کارآمدی نظام آموزشی در تربیت نسل مسئولیتپذیر و قانونمدار ارتقا یابد.