تحلیل جامعه شناختی کنشگری نخبگان قدرت در مجلس ششم و مجلس هفتم و تأثیر آن بر دموکراتیزاسیون در ایران(1387-1379)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دپارتمان حقوق و علوم علوم سیاسی ، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 عضو گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دپارتمان حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 عضو گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دپارتمان حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
https://handle.test.datacite.org/10.83078/ssq.2025.1228875چکیده
گذار به دموکراسی، از پیچیدهترین فرآیندهای سیاسی در جوامع در حال توسعه است که در آن، کنشگران سیاسی در نهادهای قانونگذاری نقش کلیدی ایفا میکنند. این پژوهش با تمرکز بر دو دوره مجلس ششم با اکثریت اصلاحطلب و مجلس هفتم با اکثریت اصولگرا به بررسی این مسئله میپردازد که چرا به رغم انتظار برای شکلگیری اجماع میان نخبگان جهت یک گذار آرام، این دو مجلس در عمل به عرصهای برای تقابل و تشدید شکاف سیاسی تبدیل شدند. سؤال اصلی این است که استراتژیهای تقنینی این دو مجلس چگونه بر کنشگران سیاسی در فرآیند گذار به دموکراسی تاثیر گذاشت و چگونه به شکست در ایجاد وفاق ملی انجامید. فرض پژوهش این است که گفتمان حاکم بر هر مجلس با اولویت دادن به بحرانهای متفاوتی از توسعه سیاسی (مانند مشارکت در برابر امنیت)، جهت مصوبات را به کلی تغییر داد و مسیر گذار را تحت تأثیر قرار داد. برای تحلیل از نظریه بحرانهای پنجگانه «لوسین پای»به عنوان معیاری برای سنجش جهت قوانین مصوب، و از نظریه «اودانل و اشمیتر» در مورد گذار دموکراتیک برای تبیین نقش تصمیمات استراتژیک نخبگان بهره گرفته شده است. تحقیق با رویکرد تاریخی-تحلیلی و با روش ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. یافتهها حاکی است که مجلس ششم، اولویت خود را بر گسترش «مشارکت» سیاسی و تقویت «مشروعیت»مردمی گذاشت. در مقابل، مجلس هفتم، کانون توجه خود را به حفظ «امنیت ملی» و «نفوذ» حکومت معطوف ساخت. عامل کلیدی نه اراده مجلس به تنهایی، بلکه موازنه قوا و رابطه آن با نهادهای فراقانونی بود. نتیجه اینکه گذار دموکراتیک در ایران، فرآیندی خطی و ساده نیست، بلکه نتیجه کشمکش دیالکتیکی گفتمانهای رقیب در درون یک ساختار سیاسی پیچیده است. شکست در ایجاد حداقل اجماع میان نخبگان نشان میدهد که بدون توافق بر سر قواعد بازی دموکراتیک، چرخه تقابل و بازگشت به الگوهای اقتدارگرایانه تداوم خواهد یافت.