ریختارشناسی داستان و فراقواعد آن

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی پژوهشکده‌ی زبان-شناسی،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نویسنده مسئول،

doi
10.30465/ls.2019.4988
چکیده

پی­آیند روایت در همه­ی آثار داستانی تا اندازه­ای قابل پیش­بینی است. کمتر پیش می­آید که خواننده از همان آستانه­ی متن با جهان داستان هم­بوم نشود، و از شرح ماوقع به گمانه­زنی درباره­ی پیش­آمدهای قریب­الوقوع داستان نیفتد. حدود این گمانه­زنی را اما انتظارات برحقی تعیین می­کند که از ریختارشناسی متن روایی در نظر خواننده نقش می­بندد. منظور از ریختارشناسی در این­جا استقرای مضامین متن از سازه­های آن است که با نگاهی پیشینی به فرجام داستان صورت می­گیرد. از این نظر، خوانش داستان را می­توان تابعی از «کارکرد اتوپیایی فهم» در حرکتی معطوف به افق پیشاروی خواننده دانست؛ افقی که خود قبلاً بنابر مفروضات خواننده پیش­پیکربندی شده و دائماً به پشتوانه­ی همین مفروضات بازتولید می­شود. حال، مسئله این است که در پیشرفتی چنین پس­نگر چگونه می­توان کارکرد اتوپیایی فهم را تبیین کرد؟ هدف از مقاله­ی حاضر، تبیین این کارکرد و کاربست مبانی آن در خوانش داستان­های نوین فارسی است.