چگونگی و ساختارهای بر تخت نشستن زنان فرمانروا در ایران باستان (550 پ.م.-651 م.)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
2 استاد فرهنگ و زبانهای باستانی ایران، پژوهشگاه علوم انسانی تهران، (نویسنده مسئول)،
doi
10.30465/ls.2020.5067چکیده
زن بهعنوان جنسیتی منفرد با شایستگیها و ویژگیهای مختص خود همواره موضوع پژوهشهای مختلف بوده و در طول تاریخ، نگاه جوامع به او دستخوش دگرگونی شده است. مسأله اصلی این پژوهش، زنان فرمانروا در ایران باستان (551 پ.م.-651 م.) و روند به قدرت رسیدن آنان بوده است. ضرورت انجام چنین پژوهشی در نگاه تاریخی به زن و بررسی چگونگی جانشینی فرمانروایان باستانی است که پایهگذار اندیشههای فلسفه سیاسی دوران پس از خود شدند. در این راستا، به این پرسش پاسخ داده شد که چگونه یک زن که هیچ حق قانونیای برای احراز این مقام نداشت، به تخت مینشست و نیز زمینههایی که این نوع انتقال قدرت را فراهم میساختند، چه بودند؟ بدین روش، مشخص شد که سه نوع استثنای کلی برای به تخت نشستن یک زن در ایران باستان وجود داشته است: 1- سهیم شدن یک شاهبانو در پادشاهی همسر خود که یک شاه بود 2- اعمال نفوذ و دسیسه همسر شاه تا دستیابی وی به تخت شاهی3- عدم وجود هر جانشین یا نایبالسطنه مذکر که ناچار به انتخاب یک زن بهعنوان فرمانروا میانجامید.