اثر حفاظتی ویتامین 3 Dبر بهبود افسردگی در مدل تجربی بیماری مالتیپل اسکلروزیس

نویسندگان

1 کارشناس ارشد فیزیولوژی جانوری، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

2 استادیار فیزیولوژی، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
چکیده

زمینه و هدف: افسردگی از شایع‌ترین علایم روان شناختی در بیماران مالتیپل اسکلروزیس (MS) می‌باشد. علّت دقیق میزان بالای افسردگی در این بیماران ناشناخته است و ترکیبی از فاکتورهای نورولوژیکی ازجمله از بین رفتن پوشش عصب وعوامل روانی-اجتماعی دخیل هستند. هیپوکمپ از جمله بخش‌های مغز است که به بیماری‌های نورولوژیکی حسّاس بوده و در اختلالات خلقی از جمله افسردگی نقش بسزایی دارد. لذا، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین اثرات ویتامین 3Dبر بهبود افسردگی در مدل تجربی بیماری MS انجام گردید. مواد و روش ها: برای ایجاد دمیلیناسیون، 2 میکرولیتر لیزولسیتین به کمک استرئوتاکس در ناحیه‌ی هیپوکمپ پشتی موش صحرایی تزریق شد. حیوانات تحت درمان با ویتامین، به مدّت7، 14 و 21 روزμg/kg5 ویتامین 3Dرا به صورت داخل صفاقی دریافت نمودند. جهت بررسی افسردگی از آزمون تست شنای اجباری استفاده گردید. یافته‌ها: تجویز لیزولسیتین به عنوان القا کننده‌ی بیماری MS سبب دمیلیناسیون و افسردگی گردید. به طوری که زمان بی‌حرکتی به عنوان شاخص افسردگی در تست شنای اجباری در روزهای 14 و 21 روز پس از ضایعه افزایش معناداری را نسبت به گروه کنترل نشان داد. مصرف ویتامین 3 Dبه مدّت 14 و 21 روز منجر به کاهش معنادار زمان بی‌حرکتی در مقایسه با گروه دریافت کننده‌ی لیزولسیتین گردید. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که تجویز ویتامین 3Dبا دوز μg/kg5 می‌تواند اختلال افسردگی را در مدل تجربی بیماری  MSبهبود بخشد. با این حال، ارزیابی اثرات ویتامین 3Dبر روی افسردگی در بیماران مبتلا بهMS، نیازمند مطالعات گسترده‌تری می‌باشد.