بررسی درون‌مایههای اجتماعی شعر دوره‌ی دوم مشروطه‌ی افغانستان (مطالعه‌ی موردی: اشعار عبدالعلی مستغنی، محمود طرزی، قاری عبدالله، عبدالهادی داوی و لودین)

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22059/jor.2022.327788.2191
چکیده

ادبیّات تاریخچه‌ی هوّیت ملّت­ها و منبع هنریِ شناخت اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری است. در تمامی دوره­ها، همراهی اجتماع و ادبیّات و تأثیر محیط اجتماعی بر تولیدات آثار ادبی به چشم می­خورد. نقش اساسی ادبیّات هنگامی به درستی شناخته می­شود که درون­مایه‌ی آن مورد بررسی قرارگیرد. دوره‌ی دوم مشروطه، عصر شکوفایی ادب و فرهنگ در افغانستان به­شمارمی­آید. تحوّلات ادبی این دوره نقش بسزایی در دگرگونی و تغییر مسیر ادبیّات معاصر افغانستان داشته­است. این دوره، دور‌ه‌ی تغییر و تحوّل بنیادین در درون­مایه­ها و مضامین کهن شعر فارسی و سرآغاز ورود بسیاری از اندیشه‌ی­های نو به شعر و نثر است. هدف از این پژوهش بررسی برجسته­ترین درون­مایه­های اجتماعی شعر دوره‌ی دوم مشروطه و مشخّص­کردن شاعرانی است که نقش بسزایی در ورود مضامین جدید در شعر این دوره داشته­­اند. نتایج تحقیق از فاصله­گرفتن شعر از دربار و جایگزینی مطالبات اجتماعی به جای مدح و ثنای شاهان حکایت دارد. عبدالعلی مستغنی، محمود طرزی، قاری عبدالله، عبدالرحمن لودین و عبدالهادی داوی پنج چهره‌ی شاخص و تأثیرگذار این دوره­اند که نقش بسزایی در خلق درون­مایه­های جدید و ورود آنها به شعر داشته­اند. وطن، آزادی، بیداری، انتقاد از حکومت، دعوت به مبارزه، استعمارستیزی، اتّحاد، تعلیم و تربیت، نکوهش رشوه­خواری، شکوه از روزگار و ... از مهم­ترین درون­مایه­های اجتماعی اشعار این شاعران است.