تبیین بازتولید منازعه جمهوری اسلامی ایران وآمریکا در جنوب غرب آسیا در عصر پسابرجام؛ بازگشت به نوواقع گرایی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی،دانشکده اقتصاد و علوم اداری،دانشگاه اصفهان،اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل گروه علوم سیاسی،دانشکده اقتصاد و علوم اداری،دانشگاه اصفهان،اصفهان، ایران
3 گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
doi
10.30495/pir.2018.607134چکیده
چکیدهپس از بازگشت دو طرف منازعه هسته ای ایران و کشورهای 1+5 به مذاکرات هسته ای و انعقاد توافق بین المللی برجام، انتظار می رفت این مدل بتواند به عنوان الگویی برای حل و فصل مسالمت آمیز موضوع های اختلافی دیگر استفاده شود؛ اما تحولات پسابرجام، امیدها برای تسری این مدل به پروندههای مناقشه آمیز دیگر را کاهش داد. برخلاف تصور برخی از تحلیلگران، ایران نه تنها در صدر تهدیدهای امنیتی مورد شناسایی آمریکا و متحدان سنتی اش در منطقه باقی مانده؛ بلکه با ورود بازیگران فرامنطقه ای، بر شدت موازنه سازی در منطقه نیز افزوده شده است. تئوری نوواقعگرایی گرچه به تنهایی نمی تواند درک درستی از تحولات خاورمیانه ارائه نماید؛ لیکن همچنان از قدرت تبیین ساده تر و پیش بینی واقعی تر تحولات آینده برخوردار است. در مقاله حاضر سعی می شود با بهره گیری از تئوری نوواقع گرایی، این سؤال که علل بازتولید منازعه ایران وآمریکا در خاورمیانه در عصر پسابرجام چیست؟؛ پاسخ داده شود. مفروض اصلی مقاله این است که به دلیل استمرار توازن قوا در خاورمیانه، شاهد تشدید رقابت های امنیتی و بازتولید ناامنی در منطقه، با هدف برهم زدن توازن فعلی خواهیم بود. همکاری ایران با کشورهای1+5، نتوانسته است از تشدید منازعات درخاورمیانه جلوگیری کند؛ ازهمین رو، به نظر میرسد تسری مسیر طی شده به دیگر موضوع های مورد اختلاف برای جمهوری اسلامی ایران، رفتاری پرهزینه خواهد بود.