قلمروی فانتاستیک براساس آرای تودوروف در داستانهای گوگول (شنل، دماغ و بلوار نفسکی)
نویسندگان
1 گروه هنرهای نمایشی پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران،ایران
2 گروه تئاتر عروسکی، دانشکدة هنرهای نمایشی پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران،تهران،ایران
doi
10.22059/jor.2021.325994.2175چکیده
گوگول در میانهی سنت ادبی رومانتیسم و رئالیسم داستان مینوشت. اگر فرض بر این باشد که خیال ویژگی رومانتیسم و واقعیت مبنای رئالیسم قلمداد می شوند، آثار گوگول میتوانند در میانهی خیال و واقعیت قرار گیرند که این حوزه به باور تودوروف قلمروی فانتاستیک است. تودوروف اولین کسی بود که نظریهی کامل و مدونی برای فانتزی نوشت و دامنهی معنایی فانتزی را از به دو سوی شگفت و غریب وسعت بخشید. از آنجایی که آثار گوگول می توانند در حوزه ی معنایی فانتزی قرار گیرند و در منابع فارسی کمتر به مفهوم فانتزی و آثار گوگول که پرداخته شده است، به نظر می رسد این بررسی امکان ایجاد معیارهایی برای سنجش یا خلق قلمرو فانتاستیک در ادبیات ایجاد خواهد کرد. این نوشتار سعی دارد ابتدا به مطالعهی قلمرو فانتاستیک بر اساس آراء تودوروف پرداخته و در ادامه از این دیدگاه سه سطح فانتزی را به عنوان عناصر تحلیل انتخاب کرده و سپس در انتها ویژگیهای این سطوح در داستانهای بلوار نفسکی، دماغ و شنل گوگول را بازیابی کند. در سطح نحوی زبان و راوی، در سطح معنایی توصیفهای جاندارانگارانه، توصیف جز از کل و موجودات خیالی و در سطح کاربردی میانهی رویا و واقعیت و مداخلههای راوی قلمرو فانتاستیک خلق میکنند.