واکاوی رابطه و موقعیت کشورها بر پایة امپریالیسم و توسعه در عرصة روابط بین‌الملل

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

doi
10.30495/pir.2020.671828
چکیده

از انقلاب فرانسه(1789) تاکنون مناسبات موجود میان دولت‌ها و ملت‌ها اهمیت و گسترش زیادی یافته که این روابط براساس چارچوب‌های سیاسی و حقوقی و همچنین مفاهیم ویژه قابل‌تفکیک و دسته‌بندی است. دو مفهوم و واژة کلیدی امپریالیسم و توسعه در بستر روابط میان دولت‌ها و جوامع از قرن 19 تاکنون در این زمینه برجسته است. در این مقاله سعی بر این است که با تکیه بر این دو مفهوم به تحلیل رابطه و بیان موقعیت کشورها و جوامع در بستر تاریخ روابط بین‌الملل پرداخته شود. این تحلیل در مقابل بحث‌های یک‌سویه‌ای است که یکسره با دیدگاهی منفی و ستیزه‌جویانه و بر اساس ایدئولوژی با دیدی یکجانب نگر اعم از مارکسیسم و چپ‌گرایانه تا ناسیونالیسم اروپایی و سرمایه‌داری طرف مقابل را عامل شر و تباهی قلمداد کرده و در مقابل تحلیل ایدئولوژیک و نه علمی، به ارزیابی تاریخ و مناسبات موجود میان دولت‌ها و جوامع برمی‌آید. روش پژوهشی در این مقاله توصیفی-تحلیلی است و به شیوة اسنادی‑کتابخانه‌ای است. فرضیه‌ای که در این مقاله بررسی می‌شود این است که : یک‌سونگری ادبیات چاپگر دربارة مقصر و متهم اصلی جلوه دادن کشورهای پیشرفته در توسعه‌نیافتگی و تحت سلطه بودن جوامع عقب‌مانده به‌دوراز واقعیات تاریخی است . ازاین‌روی در این مقاله سعی بر این است واکاوی بی‌طرفانه‌ای برپایة این دو مفهوم در بستر تاریخ روابط بین‌الملل صورت پذیرد.