تغییر در متدولوژی حضور خاورمیانهای ایالاتمتحده آمریکا: دلایل و زمینهها
نویسندگان
1 مدرس گروه دروس عمومی دانشکده علوم پایه دانشگاه افسری امام علی ع شهر تهران- ایران
2 دکترای روابط بین الملل و مدرس دانشگاه امام علی(ع)
3 دکتری روابط بین الملل، مدرس دانشگاه، عضو انجمن مطالعات سیاسی حوزه
doi
10.30495/pir.2021.686414چکیده
منطقه غرب آسیا به سبب ظرفیتهای بالای ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی، همواره موردتوجه و محل مداخله قدرتهای جهانی و فرامنطقهای بوده و بخش قابلتوجهی از ساختار امنیتی این منطقه و تحول در آن نیز به نحوه ورود و خروج و نوع کنش و راهبرد قدرتهای فرامنطقهای در قبال آن بستگی دارد. ایالاتمتحده آمریکا پس از جنگ دوم جهانی همواره مهمترین قدرت فرامنطقهای و تاثیرگزار در منطقه غرب آسیا بوده است. این کشور همواره متناسب با تغییر و تحولات سیاست و قدرت در منطقه به ارائه رویکردهای منفعت محور در سیاست خارجی خود مبادرت نموده است. متعاقب تحولات در سال 2011 در غرب آسیا، رویکرد سیاست خارجی دولتهای آمریکا، بهعنوان بزرگترین قدرت فرامنطقهای مداخلهگر، از تغییرات اساسی تر نسبت به گذشته برخوردار گشته و به نظر میرسد رهبران این کشور بدنبال ارائه متدولوژی جدیدی از حضور منطقهای ایالاتمتحده در غرب آسیا میباشند. با توجه به اهمیت نقش این کشور در معادلات جهانی و بخصوص معادلات منطقه غرب آسیا، این مقاله درصد است با رویکردی توصیفی– تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری موازنه منافع رندال شولر به این سئوال مهم پاسخ دهد که دلایل و زمینههای تغییر در متدولوژی حضور ایالاتمتحده آمریکا در غرب آسیا چیست