قدرت، نظم موجود و موازنه در سیاست خارجی (بررسی مقایسهای چین و ایران)
نویسندگان
1 دانش آموخته مقطع دکتری روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس
2 دانش آموخته مقطع دکتری روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.30495/pir.2021.686418چکیده
طی چند دهه اخیر، سیاست خارجی چین و ایران از توزیع قدرت در نظام بینالملل، هژمونیخواهی و یکجانبهگرایی قدرت مسلط انتقاد داشتهاند، اما واکنش جامعه بینالملل نسبت به این دو کشور یکسان نبوده است. مسئله پژوهش حاضر این است که در عین نگرش انتقادی دو کشور به توزیع قدرت و نگرانی از رویکرد سلطهطلبی و یکجانبهگرایی قدرت مسلط، چه تفاوتهای بین سیاست خارجی چین و ایران، در مورد مفهوم قدرت و فرایند قدرتیابی، نظم موجود، قدرت هژمون و موازنه گرایی در برابر آن بوده است که منجر به واکنش متفاوت در برابر آنها شده است. بر اساس یافتههای پژوهش هرچند این دو کشور نسبت به توزیع قدرت و یکجانبهگرایی قدرت مسلط ناخرسند بودهاند، اما سیاست خارجی چین بر اساس نگرش انتقادی نرم (درون سیستمی)، با ماهیت ضد هژمونیک غیرمستقیم و پیگیری منابع مختلف قدرت (سخت و نرم) شکلگرفته است، درحالیکه سیاست خارجی ایران در طی این سالها بر نگرش انتقادی – انقلابی، رویکرد مقابلهجویانه یا ضدهژمونیک مستقیم و منابع سختافزاری قدرت استوار بوده است. روش پژوهش در این نوشتار، توصیفی – تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای و اینترنتی است.