اثرات نورهارمان بر ذخیره حافظه در مدل یادگیری احترازی غیر فعال موش‌های صحرایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فیزیولوژی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، قزوین، ایران

2 دانشجوی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین ، قزوین، ایران

3 دانشیار گروه فیزیولوژی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، قزوین، ایران

4 استادیار گروه فیزیولوژی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، قزوین، ایران

5 دانشجوی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین ، قزوین، ایران

doi
چکیده

زمینه و هدف: با وجود این­که داروهای بنزودیازپینی خواص  ضد اضطرابی و فراموش­آوری دارند، ولی بعضی از بتا-کاربولین­ها به عنوان اگونیست­های معکوس گیرنده­های بنزودیازپینی بر روی سیستم دوپامینرژیک اثر تحریکی دارند و باعث افزایش سطح دوپامین هیپوکامپ می­شوند و از خود خواص اضطراب زایی و افزایش میزان یادگیری  نشان می­دهند. هدف این تحقیق بررسی اثرات نوروهارمان اگونیست معکوس گیرنده  بنزودیازپینی بر ذخیره­ی حافظه در مدل یادگیری احترازی غیر فعال  بود. موادّ و روش­ها: 40  سر موش نر  ویستار به گروه­های کنترل، الکل  و نورهارمان تقسیم شدند. موش­ها در دستگاه احترازی غیر فعال، (50 هرتز، 1 میلی آمپر،  برای3 ثانیه) آموزش داده شدند. بلافاصله بعد از آموزش الکل(حلال نورهارمان ) یا نورهارمان (5 دهم، 1و2 میلی گرم بر کیلوگرم، داخل صفاقی ) به موش­ها تزریق شد. 48 ساعت بعد، تست به خاطرآوری انجام شد. مدت زمانی که طول می­کشید  تا حیوان وارد محفظه­ی تاریک دستگاه شود، به عنوان معیار ذخیره حافظه اندازه گیری شد. یافته­ها:  تزریق بعد از آموزش نورهارمان ذخیره­ی حافظه  در موش ها را به صورت وابسته به دوز بهبود بخشید. به طوری­که تاخیر زمانی قبل از ورود به ناحیه­ی تاریک و کل زمان حضور در ناحیه­ی روشن  در گروه­ های دریافت کننده­ی نورهارمان به صورت وابسته به دوز بیشتر از گروه کنترل بود. این زمان­ها در گروه نورهارمان  2میلی گرم بر کیلوگرم به طور معناداری بیشتر از  گروه کنترل بود( 001/0>P). نتیجه­گیری: با توجه به یافته­ها،  نوروهارمان در دوز کم به عنوان اگونیست معکوس گیرنده های بنزودیازپینی ازطریق تحریک گیرنده­های گابا موجب افزایش ذخیره­ی حافظه می­شود. لذا  ممکن است برای  تقویت حافظه سودمند باشد