واکاوی و تحلیل نقش واسط تسهیم دانش در ارتباط با نوآوری کارکنان با رویکرد معادلات ساختاری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری/دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران،تهران،ایران
doi
چکیده
هدف: نوآوری کارکنان، به ویژه در سازمانهای دانشمحور، موضوع بسیار حیاتی است. بنابراین هدف این پژوهش بررسی نقش واسط رفتارهای تسهیم دانش کارکنان در ارتباط با نوآوری کارکنان با رویکرد معادلات ساختاری است. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، کارکنان اداری، رؤسای شهرستانها در نهاد کتابخانههای عمومی کشور بوده و نمونه پژوهش شامل 118 نفر که بهروش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش با اقتباس از پرسشنامه هائو و همکاران (2013) برای متغیر تسهیم دانش، برای قابلیت نوآوری سازمان از پرسشنامه شنگ و چن (2016) برای متغیر قابلیت یادگیری سازمان از پرسشنامه چانگ و همکاران (2015) به کار گرفته شدند. تحلیل دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مدلسازی معادلات ساختاری با لیزرل انجام شده است. يافتهها: یافتهها پژوهش نشان داد که تأثیر دانش ضمنی بر نوآوری تدریجی و نوآوری بنیادی تأیید و تأثیر دانش صریح بر نوآوری تدریجی رد شد. ولی تأثیر دانش صریح بر نوآوری بنیادی تأیید شد. نتیجهگیری : دانش صریح با نقش میانجیگری یادگیری اکتشافی بر نوآوری گسسته تأثیر معناداری دارد. تأثیر دانش ضمنی با نقش میانجیگری یادگیری استخراجی بر نوآوری پیوسته نیز تأیید شد. همچنین نتایج نشان داد که مقدار GOF در این پژوهش، برابر با 577/0است که نشان میدهد مدل پژوهش از برازش بالاتر از متوسط برخوردار است.