اسرائیل و دولت های عربی؛ سراب سازش یا تغییر راهبرد؟

نویسندگان

1 دانشیار

2 دانش آموخته دکتری روابط بین الملل

doi
https://doi.org/10.71534/pir-1404-1185952
چکیده

بدنبال تحولات نوین در عرصه بین­الملل و به­ویژه در منطقه خاورمیانه، مفهوم امنیت به سمت رویکردی چندجانبه سوق یافته است. در این بین امنیت هستی­شناختی به منزله امنیت وجودی، نقش ویژه­ای در حفظ امنیت بازیگران ایفا می­کند، به گونه­ای که برای دستیابی به این مهم، برخی از کنشگران تاثیرگذار منطقه را به سمت تغییر راهبرد در برابر تهدیدات و خطرات مشترک سوق داده است. اسرائیل از جمله بازیگرانی است که از این تحول تاثیر پذیرفته­ و در پی حفط امنیت وجودی و هستی­شناختی خود بوده است. در پژوهش پیش­رو با تلفیقی از امنیت اجتماعی مکتب کپنهاگ و امنیت هستی­شناختی، با رویکردی توصیفی- تحلیلی به واکاوی تاثیر ناامنی هستی­شناختی بر روابط اسرائیل و کشورهای عربی پرداخته شده است. در این میان صهیونیسم علی‌رغم تعارضات و تخاصمات ریشه‌ای و هویتی خود با کشورهای عربی، به دنبال تغییر در نحوه پیاده‌سازی سیاست‌های امنیتی خود بوده است. این مقاله نشان می­دهد عوامل متعددی در ابعاد داخلی و بین­المللی در ایجاد ائتلاف نقش داشته که نوعی همگرایی و یا همکاری را بوجود آورده است. از این­رو بهبود روابط اسرائیل با برخی کشورهای عربی همچون عربستان سعودی، امارات، قطر و دیگر کشورهای عربی منطقه خاورمیانه، گام برداشتن در مسیر پیاده‌سازی دکترین امنیتی این رژیم قلمداد می­شود.