تئوری مهار - موازنه ؛ راهبرد بازیگران غیر همسو در محیط منطقه ای غرب آسیا در یک دهه اخیر(2025-2015)
نویسندگان
1 استادیارگروه علوم سیاسی وروابط بین الملل،واحد کرمانشاه،دانشگاازاد اسلامی،کرمانشاه،ایران
2
3 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل،واحد کرمانشاه،دانشگاه ازاد اسلامی ، کرمانشاه،ایران
doi
چکیده
چکیده: از مهمترین موضوعاتی که از منظر مطالعات محیط بین الملل ، توجه قاطبه تحلیل گران را معطوف به خود نموده ، استراتژی و نقش یابی دو بازیگر غیر همسو (ایران و امریکا) در محیط منطقه ای غرب آسیا در دهه ی گذشته بوده است. واکنش ایران در مقابل سیاست گذاری های راهبردی آمریکا برای محیط منطقه ای غرب آسیا چگونه بوده است؟ به نظر می رسد که استراتژی ایران به عنوان یک کنش گر غیر همسو در مقابل سیاست گذاری راهبردی آمریکا در محیط منطقه ای غرب آسیا ، بازی موازی و استفاده از محرک های چند سطحی(نقش یابی فعال در مواقع لزوم) و ائتلاف سازی های های تاکتیکی بوده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی ، با روش کیفی - تفسیری و با رویکرد توصیفی- تحلیلی تدوین شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که ، مولفه های راهبردی مهار– موازنه آمریکا در محیط منطقه ای غرب آسیا به عواملی همچون: توازن سازی از طریق احاله اختیارات ، ائتلاف سازی منطقه ای (اتحاد) ، شبکه سازی پایگاهی و فروش تسلیحات(بازدارندگی هوشمند) بستگی دارد. عکس العمل ایران نیز عواملی همچون : شبکه سازی(محور) منطقه ای ، ارتقاء و توسعه توانمندی های دفاعی – نظامی ، حمایت لجستیکی و تسلیحاتی از کشورهای همسو در منطقه می باشند.