بررسی تاثیرات مولفههای کیفی فضاهای عمومی در ایجاد خاطرهانگیزی بر مبنای جنسیت (مطالعه موردی: فضاهای شهری قزوین)
نویسندگان
1 استادیار شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکدهی معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
2 دانشجو ، گروه شهرسازی، دانشکدهی معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
3 استادیار شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکدهی معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
10.71484/lsj.2024.1106387چکیده
اين پژوهش به واکاوی حس خاطرهانگیزی از دیدگاه جنسیتی و پیوند آن به زندگی روزمره در فضاهای عمومی شهری میپردازد. هدف از مطالعه پیشرو، بررسی مولفههای کیفی فضاهای عمومی در ایجاد خاطرهانگیزی بر مبنای جنسیت است که با بررسی فضاهای شهری مهم شهر قزوین سعی شده است تحلیلی مبتنی بر ایجاد خاطرهانگیزی در این فضای شهری ارائه شود. سوال اصلی پژوهش، درباره نحوه ارتباط ابعاد مختلف فضاهای عمومی شهری با شکلگیری الگوهای خاطرهانگیزی بر مبنای جنسیت است. این تحقیق به روش تلفیقی کمی و کیفـی و رویکرد پژوهش از نوع همبسـتگی است. اطلاعات به روش مصاحبه ژرفنگر بهصورت هـدایت گردآوری شده است و تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از تکنیک تم و با نرمافزار MAXQUDA2022.4 انجام شد. تجزیهوتحلیل دادههای بخش کمی با استفاده از نرمافزار 24SPSS و در سطح استنباطی برای آزمون مدل، از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری از نرمافزار Amos24 استفاده گردید. در گام اول بر اساس تکنیک مصاحبه، 6 مولفه اصلی و 24 زیرمولفه بهعنوان مولفههای کیفی فضایی موثر بر خاطرهانگیزی بر مبنای جنسیت شناسایی شدند، سپس با استفاده از دادههای حاصل از پرسشنامه شهروندان و تحلیل عاملی و معادلات ساختاری مولفهها در قالب 6 عامل؛ کالبدی، اجتماعی و بومی، فضایی، فرهنگی و ارزشی، ادراکی و روانشناختی قرار گرفتند. در ادامه نیز به بررسی تفاوت دیدگاه شهروندان زن و مرد در مورد تاثیر این عوامل بر کیفیت فضاهای شهری در ایجاد حس خاطره پرداخته شد که نتایج به دست آمده نشان داد در مولفههای اجتماعی و بومی، مولفههای فضایی، مولفههای فرهنگی و ارزشی، مولفههای ادراکی در دیدگاه زنان و مردان تفاوتهایی مشاهده میشود و بهرهمندی مردان از پیکربندی و طراحی فضاهای مورد اشاره در ایجاد حس خاطرهانگیزی در شهر قزوین بیشتر از گروه زنان است. همچنین نتایج نشان میدهد که زنان میان حقوق خود در ایجاد پیکربندی فضاهای شهری و تعلق خاطرهانگیزی به شهر ارتباط معناداری میبینند.