واکاوی مؤلفههای پارادیم پدیدارشناسی در مفاهیم معماری مسکن تاریخی (نمونه مطالعاتی: خانه دهدشتی اصفهان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه معماری، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
2 استادیار گروه معماری، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
3 استادیار گروه معماری، واحد ماهشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ماهشهر، ایران
4 استادیارگروه معماری، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.71484/lsj.2024.1129205چکیده
پدیدار ادراک اصلی ترین سطح تماس و ارتباط ما با جهان است که سطوح دیگر تجربه و فرهنگ و شناخت و فهم و تعقل استوار به آن هستند. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر بدان جهت است که آنچه باعث بسیاری از مشکلات معماری معاصر شده است، تفوق بینایی بر حواس دیگر و عدم توجه به این حواس است. به نظر مطمئنتر و دقیقتر آن است که وضعیت پدیدارشناسی در معماری و تحلیل محیط را یک پارادیم درحالتوسعه و روبهرشد نامید. پژوهش حاضر با سوال مفاهیم شکلدهنده ادراک در خانه تاریخی کداماند و کدام یک از مفاهیم در خانههای معاصر نیاز به بازاندیشی داشته و کدام باید حفظ شود؟ به بازشناسی و چیستی مولفههای پارادیم پدیدارشناسی در مفاهیم معماری مسکن تاریخی با انتخاب هدفمند نمونه مورد پژوهش در شهر اصفهان میپردازد. هدف نهایی پژوهش، تجربه زیسته و معماری خانه در جهت کشف رابطه عمیق آنها و بیان یک روش علمی برای تجربه ادراکی خانه همزمان با روشن نمودن و تصریح میزان درگیری حس ها با فضا و اهمیت خصایص هستندگی استخراج شده از تجربه ادراکی در خانه های تاریخی است. این پژوهش به شیوه پدیدارشناسی بر پایه روش ترکیبی (کیفی و کمی) استوار است. از سه روش مصاحبه گروهی و مشاهده مشارکتی، روش ونمنن و روش مطالعه تطبیقی برای گردآوری اطلاعات در خصوص مفاهیم معماری خانه تاریخی بهره گرفته شد. نتایج این واکاوی، نشان از تعامل بنا با برداشتهای ذهنی مخاطبان دارد که مجموعه حاضر را ضمن اهمیت تاریخی، بهعنوان مکانی با ادراک حسی در فضای شهری تبدیل میکند. ادراک حسی خاص این بنا به سبب ارتباط با ذهنیت مخاطبان، تاثیرگذار بر رفتار آنان در تجربه فضایی، تمایل آنان به شناخت و ادراک حسی غنی از فضا و درک هماهنگی مجموعه با زمینه قرارگیری خود و کیفیت فعالیتها، در احساس تعلق و خلق تصاویر ذهنی از فضا نزد شهروندان در این مجموعه تاریخی است.