بررسی مولفه¬های بازآفرینی معماری مسکن در بافت فرسوده شهری با رویکرد آینده پژوهی - نمونه موردی: شهر سنندج

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

2 دانشیار ،گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز،دانشگاه آزاد اسلامی ، تبریز، ایران

3 استادیار ، گروه معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

doi
10.71484/lsj.2025.1118465
چکیده

در این پژوهش با بهره­گیری از رویکرد آینده پژوهی جهت تبیین برنامه ریزی به بحث و بررسی شناسایی عوامل تاثیرگذار در بازآفرینی معماری مسکن بافت فرسوده شهر سنندج پرداخته شده است. مشکلات کنونی بافت فرسوده، ناشی از عدم شناخت دقیق آینده شهری و طراحي كالبدي نامناسب در این شهر نمایان می­باشد و به خصوص در سال­های اخیر تحت تاثیر عوامل خارجی قرار گرفته است. بافت فرسوده منطقه مورد مطالعه دارای اسکان غیر رسمی می­باشد که در حدود 30 درصد بافت­های شهری با 34 درصد جمعیت شهرنشین شهر سنندج را شامل می­گردد. این بافت­ها با مشکلات متعدد کالبدی، اکولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی مواجه هستند،که بخش عمده آن ناشی از کیفیت و کمیت مساکن آن­ها در کنار مشکلات اقتصادی است. در پژوهش حاضر، سوالات تحقيق بدین شرح منظور شده است: الگوی معماری مسکن در شهر سنندج از چه اصولی تبعیت نموده است؟ جایگاه رویکرد آینده پژوهی در معماری مسکن شهر سنندج چگونه است؟ آینده پژوهی چگونه می­تواند در تحلیل مسائل معماری مسکن شهر سنندج به معماران کمک نماید؟ بدین منظور ابتدا مولفه­ها در سه بعد اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی - محیطی و اکولوژیکی از منابع مختلف استخراج گردید، سپس از میان کل بافت 6 منطقه (قطارچیان، سرتپوله، میان قلعه، چهار باغ، آغه زمان، ژاندار مری) که دارای بافت فرسوده می­باشد به طور نمونه انتخاب گردیده است. این پژوهش با روش توصيفي- تحليلي انجام شد و از ابزارهاي انجام تحقيق( پرسش­نامه، مطالعات میدانی، نرم افزارهای SPSS (نسخه 27.0.1) و GIS استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که آینده پژوهی، ابزاری ارزشمند برای بازنمایی مولفه­های کارکردی در شهر سنندج محسوب می­گردد، لذا توجه به مولفه­های موثر در بازآفرینی شهری با ابعاد مختلف معنایی، کارکردی و کالبدی می­تواند نقش مهمی بر ارتقای کیفی هویت بخشی بافت فرسوده شهری را ایفا نماید.