حق بر شهر و سیاستگذاری شهری، نقدی بر حذف تدریجی شهروند از فرایند تصمیمسازی
نویسندگان
1 واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی
2 گروه شهرسازی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
مقدمه : در دوران معاصر، سیاستهای شهری نئولیبرال، شهرها را به عرصهای برای انباشت سرمایه بدل کرده و شهروندان را به تدریج از فرآیندهای تصمیمسازی حذف نموده است. این پژوهش با اتکا به نظریه انتقادی شهری، بهویژه مفهوم «حق به شهر»، به نقد این فرآیند حذف سیستماتیک و پیامدهای آن میپردازد. روششناسی : این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی و تحلیل محتوای کیفی متون نظری، مقالات علمی و اسناد مرتبط، به واکاوی عمیق ریشهها، چالشها و پیامدهای پدیده حذف شهروند در سیاستگذاری شهری معاصر میپردازد. یافتهها : یافتهها نشان میدهد که غلبه منطق سرمایه و اولویت یافتن «ارزش مبادلهای» فضا بر «ارزش استفادهای» آن، ریشه اصلی حذف شهروند است. این پدیده منجر به پیامدهای وخیمی چون تضعیف دموکراسی محلی، کاهش شدید شفافیت و پاسخگویی، تشدید بیعدالتیهای فضایی و اجتماعی علیه گروههای آسیبپذیر، و توسعه پروژههای ناپایدار شهری شده است. اگرچه سازمانهای مردمنهاد ظرفیت مقابله با این روند را دارند، اما اثربخشی آنها منوط به پیششرط ساختاریِ «تمرکززدایی» از قدرت و واگذاری آن به سطوح محلی است. نتیجهگیری : حذف شهروند یک نقص فنی نیست، بلکه محصول ساختاری یک الگوی حکمرانی شهری است. برای مقابله با آن، پژوهش یک چارچوب جامع مبتنی بر اصول حق به شهر ارائه میدهد که ارکان آن عبارتند از: نهادینهسازی مشارکت معنادار، تضمین شفافیت و پاسخگویی رادیکال، و بازتعریف مفهوم مالکیت با اولویتبخشی به کارکرد اجتماعی آن. شاخصهای عملیاتی ارائهشده در این تحقیق میتواند به عنوان ابزاری برای ارزیابی و اصلاح سیاستهای شهری در راستای تحقق شهرهایی عادلانهتر و دموکراتیکتر به کار گرفته شود.