تحلیل و ارائه چارچوب سیاستگذاری تأمین مسکن محرومان (مسکن اجتماعی)
نویسندگان
1 دکترای مدیریت بازرگانی و مدیرعامل شرکت عمران گستر بصیر
doi
چکیده
موضوع و اهداف: بحران مسکن در ایران، بهویژه برای اقشار کمدرآمد، به یکی از چالشهای ساختاری و مزمن تبدیل شده است. طرح «نهضت ملی مسکن» بهعنوان جدیدترین سیاست حمایتی دولت، باهدف ساخت چهار میلیون واحد مسکونی و کمک به خانهدارشدن گروههای کمبرخوردار، از سال ۱۴۰۰ آغاز شد. بااینحال، موانعی نظیر تورم ساختاری، کمبود منابع مالی، عدم استقبال برخی گروههای هدف و مشکلات اجرایی، تحقق کامل اهداف را با دشواری روبهرو کرده است. این پژوهش باهدف بازنگری در ابعاد این طرح، ارائه راهکارهای مکمل، و طراحی چارچوبی برای سیاستگذاری تأمین مسکن محرومان با رویکرد مسکن اجتماعی، انجام شده است. روش تحقیق: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، تحلیل اسناد و مصاحبه نیمهساختاریافته با سیاستگذاران، مدیران و کارشناسان حوزه مسکن اجتماعی، برای شناسایی ابعاد و چالشها انجام شد. در بخش کمی، پیمایش میدانی از خانوارهای کمدرآمد بهرهمند از طرحهای مسکن اجتماعی در چند شهر منتخب با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای صورت گرفت. دادهها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرمافزار NVivo تحلیل شدند. روایی از طریق مثلثسازی و پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ سنجیده شد دستاوردها : یافتهها نشان میدهد که ریشه بحران مسکن در ایران علاوه بر ساختار رانتی و وابستگی به درآمدهای نفتی، به سیاستهای ناپایدار اقتصادی، ضعف نظام مالیاتی مؤثر، و بیتوجهی به پیوند سیاستهای مسکن با شاخصهای کلان اقتصادی بازمیگردد. طرح نهضت ملی مسکن در شرایط فعلی نیازمند اصلاحات بنیادین در حوزه تأمین مالی، انطباقپذیری تسهیلات با توان پرداخت گروههای هدف، استفاده از ظرفیت بخش خصوصی و تعاونیها، و همراهسازی سیاستهای مالیاتی و پولی با اهداف برنامه است. چارچوب پیشنهادی این پژوهش بر سه سطح مداخله (دهکهای بالای درآمدی، دهکهای متوسط، و دهکهای پایین) و بر شمولیت، عدالت فضایی، و پایداری اقتصادی–اجتماعی تأکید دارد و استفاده همزمان از محرکهای سمت عرضه و سمت تقاضا را پیشنهاد میدهد.