نقش سیاستگذاری شهری درتبیین مدل مولفههای مطلوبیت کالبدی در مجتمع های مسکونی بلندمرتبه شیراز در راستای حس تعلق
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد بینالمللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، کیش، ایران
2 گروه معماری،واحد قشم،دانشگاه آزاد اسلامی، قشم،ایران
3 گروه معماری، واحد زرقان، دانشگاه آزاد اسلامی، زرقان، ایران
doi
10.82236/10.82236/PUR.2025.1220948چکیده
با توجه به رشد فزاینده مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه در شیراز، طراحی نمای این ساختمانها بدون توجه به مولفههای مطلوبیت کالبدی و ارتباط آن با حس تعلق ساکنان، منجر به ایجاد فضاهای بیهویت و فاقد شناسههای مکانی شده است. این مسئله باعث تضعیف احساس وابستگی عاطفی ساکنین به محیط زندگیشان گردیده است. هدف پژوهش حاضر دستیابی به نقش سیاستگذاری شهری در ارتباط میان مولفههای مطلوبیت کالبدی در نما مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه شیراز در راستای حس تعلق است. روش تحقیق کیفی- کمی از نوع پیمایشی(با ابزار پرسشنامه) است. تجزیه و تحلیل دادههای پرسشنامه با آزمون تیتست و همبستگی پیرسون انجام پذیرفت. یافتهها نشان داد که از ميان عوامل مولفه مطلوبیت کالبدی (خوانایی، انعطافپذیری و هویتمندی) در کالبد بیرونی مجتمع مسکونی بلندمرتبه مهندسین، مولفههای خوانایی و انعطافپذیری در وضعیت مطلوبتری نسبت به مولفه هویتمندی هستند. به طور کلی با توجه به آزمون همبستگی مشخص شد که میان مولفههای خوانایی، انعطافپذیری و هویتمندی مطلوبیت کالبدی و حس تعلق در کالبد بیرونی مجتمع مسکونی همبستگی و ارتباط قوی وجود دارد. این یافتهها به وضوح نشان میدهد که راه برونرفت از «طراحی بر اساس سلیقه معمار و سیساتگذاری و برنامهریزیهای شهری و تاثیراتشان بر نوع طرح کالبد بیرونی مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه» به سوی «طراحی برای ساکنان» این است که، تقویت حس تعلق در کالبد بیرونی مجتمعهای مسکونی (از طریق احجام معنادار و نشانههای هویتی و فرهنگی شهر شیراز) و بهبود وجوه ساختاری و عملکردی نمای مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه (با استفاده از مولفههای خوانایی، انعطافپذیری و هویتمندی مطلوبیت کالبدی) به عنوان ارکان اساسی و همارز با مولفههای کارکردی در طراحی نما مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه در نظر گرفته شوند.