جلوۀ باورهای اساطیری آتش در خسرو و شیرین نظامی گنجوی

نویسندگان

1 هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران

doi
چکیده

اساطیربه عنوان نمایه و نماد زندگی انسان در دوران باستان، کارکردهایی فراوان داشته‌اند، انسان ابتدایی وغارنشین برای رفع حاجات و مناسبات اجتماعی خویش با هر پدیده‌ای برخوردی انسانی و الاهی داشت و طبیعت را کاملاً جاندار و فعال تصور می‌نمود، بدین لحاظ می‌توان به عدد پدیده‌های طبیعی، اسطوره هم معرفی نمود، به هر حال این کارکردهای اساطیری آنچنان عمیق و کارساز بود که در طول هزاران سال به عنوان باورها و مراسم و مناسک و حتی اعتقادات مذهبی، هم عرض و همراه زندگی بشر ادامه یافت و بهترین جلوه‌گاه آنها، ادبیات و متون داستانی و هنری است، بنابراین می‌توان رگه‌های پنهان وآشکار این اساطیر را در متون ادب پارسی به ویژه در آثار برجستۀ ادب غنایی هم ردیابی نمود و ازاین راه به نتایج نیکویی رسید، در اینجا برآن شدیم بعضی از کارکردهای اساطیری مثل اسطورۀ آتش را در اثر بی نظیر نظامی گنجوی(خسرو و شیرین) باز کاوی کنیم،