ملاک حقیقت از دیدگاه چالز پیرس و ویلیام جیمز و نقد آن با تکیه بر آراء ملاصدرا و استاد مطهری

نویسندگان
doi
چکیده

چکیده پرسش اصلى در تحقیق حاضر، چیستى و چگونگی حقیقت از دیدگاه دو تن از بزرگ‌ترین فلاسفه ی مشرب پراگماتیسم، چارلز پیرس و ویلیام جیمز است. به طور خلاصه مدعاى اصلی پیرس و ویلیام جیمز در باب معرفت‌شناسی عبارت است از: ردگیرى پیامدهاى عملى در مقام شناخت و اصالت دادن به مصلحت عملى به جاى تطبیق مفاهیم ذهنى با امر واقع (واقعیت خارجى یا نفس الامر) و تعیین ملاک صدق آن. ایشان معتقدند که تفاوت و تشابه میان تصورات و مفاهیم ذهنى در ساحت ذهن تعیین نمی‌شود، بلکه در ساحت تجربیات ملموس و عملی است که آشکار مى‌گردد. هم‌چنین، جیمز بر آن است که توجه بشر به مابعدالطبیعه و توسل او به امور ماورایى فقط جهت کسب آرامش روانى است و نه براى فهم حقیقت و دست‌یابى به مناط شناخت. ملاصدرا و استاد مطهری در مقام نقد این آراء رویکرد مذکور در باب شناخت را مقبول ندانسته، و برآنند که این رویکرد لوازم فاسدی به دنبال دارد که فهرست اجمالی آن به شرح ذیل است: بى معنا شدن مفاهیم نظرى، نسبیت‌گرایى در شناخت و کسب حقیقت، از بین رفتن حسن و قبح عقلى، لزوم پلورالیسم در مسائل عقیدتى و اندیشه‌هاى بنیادین و نظیر آن.