ذهن بهمثابه آینه طبیعت: اندیشه دکارتی در بوته نقد رورتی
نویسندگان
doi
چکیده
رورتی در صدد است تا تلقی دکارتی از فلسفه را که سبب تخصصی شدن روزافزون و دورماندن آن از بقیه ی فرهنگ شده مورد انتقاد قرار دهد؛ دیدگاهی که به عقیده ی او نتیجه ی پذیرش ذهن آینهوار دکارتی است. رورتی چنین دیدگاهی را ناشی از تصور ذهن بهمثابه آینه ای می داند که امور بیرونی را بازنمایی میکند و فیلسوفان را به عنوان نگهبانان آینه که در مقام داور یا قاضی تلاش می کنند بازنمایی های مطابق واقعیت را از غیر آن بشناسانند. ادعای فلسفه این است که چنین کاری را بر اساس فهم خاص خود از ماهیت شناخت و ذهن انجام می دهد. یعنی، فرهنگ، تلفیقی از ادعاهای شناختی است و فلسفه چنین ادعاها یی را مورد قضاوت قرار میدهد. رورتی به عنوان فیلسوفی نئوپراگماتیست تلاش می کند تصویر آینه طبیعت و فلسفه متناسب با آن را کنار گذارد و فلسفه را وارد گفتوگو با دیگر حوزه ی های دانش نماید.