شیوهی بینابین در غزل: نگاهی به غزلهای عاشقانهی خاقانی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز
2 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
چکیده
شعر خاقانی را از منظرها و رویکردهای مختلفی مورد نقد و تحلیل قرار دادهاند؛ اما نکتهی مهمی که در باب شعر خاقانی تا حدود زیادی مغفول مانده؛ ساحت تغزلی و عاشقانهی شعر اوست. دو عامل عمده را میتوان در این کم توجهی دخیل دانست؛ نخست؛ توانایی کم نظیر خاقانی در عرصهی قصیدهسرایی که عمدهی نگاهها و نقدها را به سمت خویش کشانده و دیگر جنبههای شعر او ـ و از جمله غزلیات وی ـ را تحت تأثیر قرار داده است. دوم، نظرات برخی از محققان نسل قدیم که با نگاهی کلی و اجمالی، غزلهای خاقانی را چندان قوی و تأثیر گذار ندانستهاند. در این مقاله با محور قرار دادن غزلهای عاشقانهی خاقانی در صدد پاسخ به این پرسشها بودهایم که آیا غزلهای عاشقانهی خاقانی، در روند تکاملی غزل عاشقانه نقش و تأثیری داشتهاند؟ آیا نظرات مخالفی که برخی از محققان در باب جنبههای تغزلی شعر خاقانی ارایه کردهاند با واقعیت شعر او همخوانی دارد؟ آیا خاقانی توانسته است در غزلهایش خود را از کمند روح قصیدهپرداز و دشوارگوی خود برهاند؟ یافتههای این پژوهش، نشان دهندهی آن است که خاقانی ضمن تأثیرات عمیقی که بر شعر شاعران غزلسرای پس از خویش گذاشته، نقش مهمی در تحول و تکامل عاشقانههای شعر فارسی نیز داشته است و او یکی از حلقههای اصلی پیوند میان تغزلات شاعرانی مثل رودکی، فرخی و منوچهری به عنوان آغازگران شعر عاشقانهی فارسی و غزلهای مولوی، سعدی و حافظ به عنوان خداوندان عرصهی غزل و عاشقانهسرایی است.