تحیر و تداعی های آن در غزلیات بیدل دهلوی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

doi
چکیده

نوع عناصری که شاعر حول موتیف (Motif) یا بن‌مایه‌های تصویرساز فرامی‌خواند، تا صورت‌های ذهنی (Image) را ترسیم کند، بستگی به قدرت و وسعت خیال شاعر دارد. بیدل از جمله شاعرانی بود که توانست با قدرت خیال خویش، عناصری پیرامون بن‌مایه‌های تصویرساز فراخواند، که در ظاهر ارتباطی میان آن عناصر و تداعی‌ها وجود نداشت؛ ولی در قلمرو خیال شخصِ بیدل، سبب خلق تصویرهای بدیع می‌شد؛ تجربه‌هایی که بیدل از عرفان و تصوف داشت، زمینۀ تصویرهای دور از ذهن را فراهم ساخت؛ و شاعر را در عصری که یافتن مضامین و معانی بیگانه هنر محسوب می‌شد، یاری کرد. حیرت حالتی بود که از راه تصوف و تفکر در دل شاعر عارف درآمد و راه را برای خلق مضامین بدیع و تداعی‌های دور و غریب هموار کرد. چنین حالتی برای بیدل چنان ارزشمند بود که رمز دو جهان را در متحیّر شدن خلاصه‌ کرد. مقالۀ حاضر که با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و به شیوۀ توصیفی- تحلیلی است، درصدد آن است تا با آوردن تداعی‌ها حول محورعنصر تصویرساز حیرت، صورت‌های ذهنی بیدل را در رابطه با این عنصر نشان دهد و خواننده را در یافتن معنایی واحد یاری کند.