تعابیر عارفانه و عاشقانۀ گوی و چوگان در اشعار فارسی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران، ایران
2 فرهنگ و زبانهای باستان، دانشگاه علامه طباطبایی تهران، ایران
doi
چکیده
هدف از این مطالعه بررسی تعابیر عارفانه و عاشقانۀ گوی و چوگان در اشعار فارسی است. شاعران در ادوار مختلف زبان و ادبیات فارسی، برای بیان مفاهیم و منویات درونی خود از تعبیرات گوناگون استفاده کردهاند و گاه برای بازگویی این مفاهیم از تعابیر و اصطلاحات رایج در زمانة خود سود جستهاند. بیان احساسات و عواطف شخصی شاعران گاه در مضامین عاشقانه و گاه عارفانه با واژههای گوی و چوگان نمود یافته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و به روش تاریخی است که با رویکرد تحلیلی انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان داد؛ اشعار فارسی سرشار از دو واژة گوی و چوگان است که در مضامین عاشقانه برای توصیف درازی زلف، ذقن، روی، خال معشوق و نیز توصیف تسلیم و بیادعایی عاشق در برابر معشوق به کار رفتهاند. در مضامین عارفانه نیز برای بیان تسلیم بودن و نیز به عنوان تمثیلی برای ترک هوس و خودبینی استفاده شده است. نمود واژههای گوی و چوگان در اشعار غنایی و بسیاری واژههای گوی و چوگان در ادبیات فارسی نشاندهنده میزان رواج این بازی در ادوار مختلف تاریخ ایران است و آشنایی شعرا با بازی چوگان میتواند ناشی از رواج این بازی در ایران باشد.