تحلیل عرفانی مفهوم فنا و تجلی آن در نیایش حکایت دقوقی از مثنوی معنوی با رویکردی تطبیقی به معنویت‌گرایی معاصر

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

doi
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تحلیل عرفانی مفهوم «فنا» و ساختار نیایش در حکایت دقوقی از مثنوی معنوی (تصحیح کریم زمانی) و بازخوانی تطبیقی آن در پرتو دیدگاه‌های معنویت‌گرایی معاصر انجام شده است. در این حکایت، دعا به‌مثابه زبانی الهی جلوه می‌کند که در حالت زوال خودمندی و محو شدن در حق، نه از اراده‌ی فرد، بلکه از حضرت حق صادر می‌شود. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی است و با تمرکز بر ابیات آغازین حکایت دقوقی، به بررسی وجوه عرفانی نیایش در تجربه‌ی فنای عارفانه می‌پردازد. در بخش تطبیقی، از آموزه‌های یکی از روان‌شناسان معنویت‌گرای معاصر، با تمرکز بر مضامین سه اثر شاخص او درباره‌ی نیایش، توانگری درون، و آگاهی شهودی بهره‌گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دعای برخاسته از فنا در عرفان مولوی، با مؤلفه‌هایی چون تهی‌شدگی از خود، تسلیم فعال، و اعتماد خلاق به سرچشمه‌ی هستی، قابل مقایسه با الگوهای معنوی روزآمد است. این تطبیق، افقی برای گفت‌وگوی میان عرفان سنتی اسلامی و معنویت کاربردی معاصر فراهم می‌آورد و در نهایت، نیایش را در هر دو نگاه، راهی برای اتصال به منبع الهی و دگرگونی درونی معرفی می‌کند.