آسیبشناسی بعضی از آداب خانقاه از نگاه برخی شاعران و ادبا تا پایان قرن نهم
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا، ایران.
doi
چکیده
تصوف و به تبع آن آداب خانقاهی از دیرباز بر ادب فارسی سایه افکنده است. مسالۀ اصلی پژوهش حاضر، بررسی کجرویهای آداب خانقاهی است. اهمیت موضوع بدان جهت است که اغلب شاعران بهگونهای با مقولۀ عرفان و تصوف آشنایی داشته، به تبلور این اندیشهها در اشعار و آثار خویش پرداخته، البته نسبت به آن انتقاداتی نیز داشتهاند. هدف آن است که با دیدگاهی آسیبشناسانه بازتاب بدعتهای خانقاهی بر ادب فارسی (تا پایان قرن نهم) به مدد شواهد مثال تحلیل شود. مهمترین پرسش پیش روی این تحقیق که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده آن است که در طول تاریخ تصوف، کدامین کجرویها و عدول از معیارهای تصوف صورت گرفته و تاثیر این بدعتها بر متون نظم و نثر فارسی تا پایان قرن نهم چگونه بوده است؟ پیشفرضهای تحقیق بدین قرار است که پیوسته اموری از آداب خانقاهی دچار کجروی گشته و بازتابهایی در شعر و نثر فارسی همچون مبارزه با ریاکاری، مالاندوزی و خرقهپوشی مشهود بوده است. یافتههای این تحقیق نشان میدهد مهمترین مواردی که موجب انتقاد و گلایههای ادبایی چون سنایی، عطار، سعدی، حافظ و جامی شده عبارتند از؛ ظاهرپرستی و ریاکاری، خرقهپوشی، مالاندوزی، شکمبارگی، تنآسانی همچنین اباحیگری و نیز سماع که پیوسته بازتابهایی بر له و علیه خود در ادب فارسی داشته است.