تحلیل مفهومی اصطلاحات «ماهیت» و کاربست آن در تبیین اصالت یا اعتباریت ماهیت

نویسندگان
doi
چکیده

در پژوهش حاضر، اطلاعات گوناگون واژه‌ی ماهیت و کارکرد آن در مسأله‌ی اصالت یا اعتباریت ماهیت مورد بحث قرار گرفته است. روش مشخص نگارنده بر تحلیل مفهومی آراء اهل نظر با لحاظ سیر تاریخی مکاتب فلسفی استوار است. آثار دست اول نشان می دهد که فارابی با طرح اصطلاحات خاصی، قائل به عروض خارجی وجود بر ماهیت شد. بعدها اصطلاحات و نوع نگاه وی در فلسفه‌ی سینوی استقرار یافت. سهروردی با لحاظ معنای مابه الشئ هو هو برای ماهیت، به اصالت آن و اعتباریت وجود قائل شد. در مقابل، ملاصدرا معنای أخص ماهیت را در فلسفه‌ی خویش نهادینه کرد و به اعتباریت ماهیت رأی داد؛ اما برخی اهل دقت برآنند که در فلسفه‌ی صدرایی، میان ماهیت ذهنی و ماهیت خارجی خلط شده و در کلمه‌ی ماهیت، مای موصوله تبدیل به مای استفهامیه شده است. شیخ احسائی و میرزای اصفهانی نیز با طرح اصطلاحات نوینی، به ترتیب قائل به ترکیب انضمامی و ترکیب اتحادی وجود و ماهیت گردیدند. نتیجه‌ی سخن آن‌که قول به اصالت یا اعتباریت ماهیت، بر پیشینه‌ی مفهومی هر متفکری از این واژه ابتنا دارد نه دلایل پسینی و از این رو اغلب متفکران مسلمان، به مقتضای رویکرد رئالیستی، دست کم به نحو ارتکازی به اصالت ماهیت باور داشتند.