تحلیل طرحواره‌های شناختی غم و امید در اشعار فریدون مشیری

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

doi
چکیده

امروزه مباحث مربوط به زبان‌شناسی شناختی، مورد توجه محققان عرصۀ ادبیات است. یکی از این مباحث قابل توجه، استعاره مفهومی است که فراتر از کارکرد صرف ادبی به بیان طرحواره‎های تصویری ذهن شاعر یا هنرمند می‎پردازد. در بلاغت گذشته، استعاره را صرفاً مربوط به زبان می‌دانستند و برای زیبایی کلام از آن استفاده می‌کردند. امروزه استعاره تنها مقوله‎ای زبانی نیست، بلکه برخی از متخصصان علوم شناختی بر این باورند که به طور کلی تفکر انسان، استعاری است. بنابراین از نظرگاه معناشناسان، استعاره به هرگونه فهم و بیان مفاهیم انتزاعی در قالب مفاهیم ملموس اطلاق می‌شود. فهم استعاره مفهومی یا شناختی باعث کشف و شناخت منظومه فکری شاعر می‌شود. زیرا سخنان هر انسانی برگرفته از تجربه‌های زندگی اوست. فریدون مشیری، از جمله شاعران معاصر است که به عنوان شاعر غم و عشق و طبیعت و انسان معروف است و به نظر می‌رسد که به خاطر همین درون‌نگری ژرف، جهان ذهنی او درگیر موضوعاتی چون غم هستی‌شناسی و انسان‌شناسی و امید برای رسیدن به عالمی بهتر و والاتر بوده است. این پژوهش با استفاده از الگوی استعارۀ مفهومی در زبان‌شناسی شناختی به توصیف و تحلیل طرحواره‎ها و نگاشت‎های مربوط به مفهوم غم و امید در اشعار فریدون مشیری می‎پردازد و به این نتیجه می‌رسد که سروده‎های او ریشه در بسیاری از تجربیات زیست فردی و اجتماعی وی و توجه درونی او به مقولهءعشق و جهان روشن اندیشگانی و آرمانی وی دارد.