کوتاه‌شدگی واکه‌ای در زبان فارسی

نویسندگان

1 دانشیار زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس

2 دانش آموخته دکتری زبانشناسی از دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

در مقاله­ی حاضر به بررسی فرایند کوتاه­شدگی واکه­ای در زبان فارسی پرداخته­ایم. در مراحل پژوهش، نخست با بررسی کامل فرهنگ یک‌جلدی معین و بیش از یک‌صد هزار بیت شعر از دیوان شاعران بزرگ پارسی­سرا، واژه­هایی را که دست­خوش فرایند کوتاه­شدگی واکه­ای قرار گرفته­ بودند، به­عنوان داده­های تحقیق، گردآوری نمودیم. سپس، با تحلیل داده­ها، قواعد واجی ناظر بر کوتاه شدن هر یک از سه واکه­ی کشیده­ی \A, i, u\ به واکه­های کوتاه متناظر آن­ها؛ یعنی [a, e, o] در ساختمان واژه­های زبان فارسی را ارائه و حوزه­ی عملکرد و بسامد رخداد هریک را مشخص کردیم. در ادامه، ضمن شناسایی همخوان­هایی که بافت آوایی لازم برای کوتاه شدن هریک از واکه­های کشیده را فراهم می­نمودند، دریافتیم که کوتاه شدن واکه به نوع همخوان پس از واکه بستگی ندارد، بلکه آنچه بیش از هر چیز تعیین‌کننده است، وزن هجا و تعداد موراهای موجود در میانه­ی آن است. به‌طورکلی، نتایج این پژوهش نشان داد که در زبان فارسی هجای متوسط دو مورایی هجای بهینه است و این زبان تمایل دارد که با به‌کارگیری انواع فرایندهای آوایی که یکی از مهم­ترین آن­ها کوتاه­شدگی واکه­ای است به ساخت هجای متوسط دو مورایی در هر هجا نزدیک شود.